0 نظر

سلام آقای دكتر. خیلی ممنون كه پاسخ سوالاتم رو دادید. من همون دختری هستم كه ازتون مشاوره خواستم در خصوص مشكلی كه پسر عمویم داره و می خواهیم باهم ازدواج كنیم.

بله پسرعمومیم در گروه معتادان گمنام و یك گروه دیگری هم هست كه دقیقاْ یادم نمی آید چی بود ولی در هر حال در زمانی كه در كمپ بستری بود به این گروه معرفی كرده اند و آنجا هم عضو هست و چند وقت به چند وقت خودشو به اونجا معرفی می كنه تا پاك بودنشو ثابت كنه.

پسرعموم قبلا سیگار زیاد می كشید ولی الان تعدادش رو كم كرده و به ۱۰ نخ سیگار در روز اكتفا كرده البته از من هم خواسته كه كمكش كنم تا كلاْ اونو بذاره زمین.

راستشو بخواین قرار هست كه ما تا چند روز دیگه عقد كنیم البته ناگفته نماند كه من كارمند هستم و پسرعمومیم شغل آزاد داره و پدرم سر این قضیه هم ایراد می گیره. خودش قسم می خوره كه از اون موقع لب نزده ولی ازم كمك هم خواسته كه نذارم پاش بلغزه. اون موقع ها چون پدر و مادرش زیاد بهش اهمیت نمی دادند سراغ دوستایی رفت كه همشون معتاد بودند ولی الان رابطه اش با خونواده اش خوب شده و اونا هم سعی می كنند مواظب حركاتش باشند. تا بحال چند نفر از دوستای معتادش هم كه اومدند دنبالش كه بروند بیرون برای گردش خودش نرفته چون می گه می ترسم كاری كنند كه وسوسه شم. آقای دكتر من ترسم از این هست كه همه می گن كه امكان نداره یكی برا همیشه بتونه مواد رو بذاره زمین. مخصوصا اگه كرك و از این آت و آشغالایی كه این دو سه ساله به بازار اومدن مصرف كنه. این تا چه حد واقعیت داره ضمن اینكه ایشون از وقتی كه اون مواد رو گذاشتند كنار حدود ۹ ماهی هست كه بطور مرتب به باشگاه می رن و سعی می كنه طوری برنامه شو تنظیم كنه كه به نحو مثمر ثمر از وقتش استفاده كنه؟ یعنی امكان نداره پسرعموی من دوباره به روزهای اولش برگرده؟ یعنی قراره من بدبخت بشم؟ تو رو خدا راهنماییم كنین كه من چیكار كنم؟ ترس از این حرفا داره دیوونه ام می كنه . گاهی وقتا وقتی به این فكر می كنم كه روزی بیاد كه اون مصرف موادش رو از نو شروع كنه و من شرمنده همه بشم مخصوصا كسایی كه بهم توصیه می كردند كه باهاش ازدواج نكنم و بی خیال عشق و عاشقی بشم اون موقع است كه من دق می كنم.

خواهش می كنم آقای دكتر كه منو راهنماییم كنید

با تشكرۺ مینا

دیدگاهتان را بنویسید