دوباره سلام دكتر جورقانیان مهمان ۳۲۸ هستم. واقعن ممنونم به حرفام گوشش داید و جوابشو برام فرستادین بم پیشنهاد دادین كه با مشاور صحبت كنم اگه كوچكترین شكی به مصرف مواد دیگه دارم اما دوباره وقتتون رو میگیرم كه یكم كامل تر صحبتام رو عرض كنم خدمتتون و ودوباره شاید چیزای بیشتری بشنوم وهم اینكه من اصلاْ راجع به سیگار به نتیجه ای نرسیدم چه برسه مواد دیگه یعنی قدرت تشخیص ندارم با اینكه مطالعه هم كردم هرچقد دقت میكنم به نتیجه نمیرسم!من صحبتهای شمارو چنددفه خوندم.دكتر من ازچند جنبه با سیگار مشكل دارم و برام توجیح كننده نیس.اول اینكه ضرر جانی داره.شنیدم آدم های كه مصرفشون مداومه تاحدی خصوصیات اخلاقیشون تغییر میكنه.ممكنه گرایش به مواد دیگه رو ایجاد كنه!یه سری آدم ها وقتی واردش میشن كم پیش میاد به روندی كه در پیش گرفتن و اوضاعی كه در آینده خواهند داشت(حداقل از لحاظ جسمی) فكركنن و بخوان تغییر كنن یعنی به نظرم تا حد زیادی راحت پذیرتر هم میشن تواین مسایل.وبعد اینكه منی كه موقعیت های ازدواج دیگه داشتم و ایشون رو به خاطر پاكی و شخصیت محكمشون وتایید خانوادم انتخاب كردم .اونا حتی به من میگفتن تاوقتی آدم به این خوبی هست اصلن چرا به فرد دیگه ای فكرمیكنی!واقعن هم خوبن خیلی خوبتر از باقی گزینه هام اما این موضوع و شك ….چطور میتونم این مسله رو برای همیشه درنظر نگیرم… بعد اینكه موضوع از طرف مادرایشون مطرح شد من خیلی بهم ریختم اما خیلی فكر كردم وتجزیه تحلیل كه چه رفتاری درسته و چی غلط..من با همسرم غیرمستقیم خیلی حرف زدم وپیش خودم خواستم فرصتی باشه تا اگر ندانسته و بدون فكر و حتی تحت فشار این اتفاق چندین بار هم افتاده سربسته و از طرف خود ایشون همین مدت حل بشه و به عنوان یك بدی كنارگذاشته بشه بدون اینكه مچ كیری بشه یا به روشون بزنم یا رفتار تندی انجام بدم…برای خودم هم این مطلوب تره.اما حرف زدن و نزدیك شدن بش!ایشون خیلی كم حرفن با وجود شخصیت خودم كه خیلی راحت و خوب میتونم به آدم ها نفو كنم و حرف بزنم و مشاوره بدم حتی بشون اما توو این یكی موندم!هیچ وقت نتونستم اونقدی كه فكرشو میكردم و درتوانایی های خودم میبینم بش نزدیك شم كه از همه چی و راحت بام حرف بزنه شاید گاهی اینكارارو ام بكنه اما براش خیلی سخته…سخت میتونه ارتباط كلامی برقراركنه درحالی كه فوق العاده احساسی هم هست.از طرفی فكر اینكه خودم آروم آروم موتوجه هش كنم و باش سرصبحت رو بازكنم برام راه خوبی نیس چون احساس میكنم سو استفاده میشه از حسن رفتارم.من زیاد از این روش كه منطقی با مباحثه مسپله ای حل شه نتیجه نگرفتم!!خیلی پرحرفی كردم.دكتر من یك سال و دوماه از شوهرم بزرگترم و ازلحاظ تجربه خیلی پربارتر.چون تنها و این شهر و اون شهر با ادم های دیگه و.. بودم اما شوهرم تمام مدت در كنار خانوادش ادم خوبیه اما كم تجربه است..
آدم های كه باتجربه ان و حتی خزا میرن اما ثابت قدم میشن خیلی برام محترم ترهستند تاآدم هایی كه نتونی رفتارهاشون رو بسنجی و بفهمی و این رفتارها تكرار هم بشن
اگه بازم حرفی هست كه كمكم میكنه و یا فكر اشتباهی توذهنم كمكم كنید
با سلام
سوال شما مرا عمیقا به فكر واداشت واقعا سخت است . از طرفی روند آشنایی و شروع یك رابطه به این علت كه هنوز ارتباط زیادی باهم ندارید و قطعا به علت شناخت كم قضاوت سخت است و از طرفی مشكل كشیدن سیگار نیز خیلی مشكل بزرگی نیست و یا اینكه غیر قابل حل نیست وممكن است به علت نگرانی بیش از حد شما پایه های یك ارتباط سالم را بیهوده لرزان كند .مسپله شما از ۲ منظر قابل بررسی است ۱- انتخاب همسر۲-تغییر و تفسیر رفتار كسی كه هنوز كاملا انتخابش هم نكردید .به شما حق می دهم بر سر ۲ راهی قرار گیرید از طرفی معتقدم كه یك آسیب اجتماعی تقریبا شایع در جامعه مانند سیگار كشیدن نمی تواند زمینه ساز مشكلات عمیق باشد و آنقدر بزرگ جلوه دهد تا شما را از دیدن و شناخت فضاپل انسانی انتخابتان( در جهت انتخاب درست)محروم كند و از طرف دیگر نه تنها شما بلكه من هم در مراحل ابتدایی مصرف نمی توانم دقیق تشخیص سو مصرف را بدهم .اما بررسی و شناخت بیشتر رفتارهایشان بهتر می تواند به شما كمك كند
بهتر است در مقوله انتخاب معیار های درست تر و كلی تری را در نظر بگیرید مسلما فاكتور هایی مانند صداقت درست كاری پاكی خیلی مهمتر از سیگار كشیدن یا نكشیدن است .
اما شما شواهدی در دست دارید كه به شما اجازه می دهد كمی با تاملتر انتخابتان را پیش ببرید (مانند توصیه مادرشان به تاخیرانداختن زمان ازدواج)این زمان را برای فر دصتی در جهت شناخت بیشتر ایشان صرف كنید . به جا است كمی به ایشان نزدیك تر شوید. بهتر است بعد از نزدیك شدن بیشتر به صورت واضح و شفاف نگرانی و دغدغه و خواسته هایتان را به ایشان انتقال دهید سعی كنید از انحراف بحث به حاشیه پرهیز كنید
دكتر جورقانیان