0 نظر

 

با سلام و عرض ادب

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب . خواهرم از سن بسیار کم شاید پنجم دبستان یا اول راهنمایی دوست پسر داشت این روابطش با جنس مخالف زیاد بود و با اینکه بچه آخر خانواده بود و به شدت مورد توجه پدرم بود و هنوز وارد دبیرستان نشده بود که تو اتاقش قرصهای ضد بارداری پیدا کردیم و دفعات مکرری به روانپزشک مراجعه کردیم ولی نتیجه نداشت . پدرم فوت کرد و متاسفانه اونم روز به روز بدتر شد و مادرم درکل رفتار خوبی باهاش نداره و همیشه جلوی همه باهاش بدرفتاری میکنه هرقدر هم من و خواهرهای دیگم باهاش حرف زدیم تغییری نداره . خواهر کوچیکم هر روز به یک بهانه ای میرفت خونه دوستاش و نمیومد و حالا به جایی رسیده که یک هفته یک هفته بی خبر میره و خونه نمیاد فکر میکنم معتاد باشه و نمی دونم به چی ولی همینکه دو روز تو خونه بند نمیشه ……………. نمیدونم چیکار کنم الان 20 سالشه خیلی آروم و کم حرف شده.

میترسم کوچکترین چیزی باهاش مطرح کنم و بره و دیگه به کل فراری بشه و لطفا کمکم کنید

دیدگاهتان را بنویسید