روش ماتریکس-جلسه هشتم

آموزش قدم به قدم درمان شیشه به روش  ماتریکس – جلسه هشتم ماتریکس (جلسه هفتم مهارت های اولیه بهبود )

دکتر سعید کفراشی

نویسنده: دکتر سعید کفراشی


جلسه هشتم ماتریکس :

موضوع جلسه: افکار- رفتار- احساسات  – رفتار اعتیادی

در این جلسه مشاور می خواهد به بیمار کمک کند تا افکار، احساساتش را از هم جداکند و طوری رفتار کند که مانند زمان اعتیاد، رفتارش توسط احساساتش به او دیکته نشوند. همچنین قرار است بیمار با رفتارهای اعتیادی آشنا شود تا با تشخیص چنین رفتارهایی در زمان بهبودی، از عود خود پیشگیری نماید.

یادآوری: همچنانکه قبلا اشاره کردیم مغز دارای دو قسمت منطقی (Rational)  و احساسی یا معتاد (Emotional) است. در این جلسه قرار است بیمار را با این نکته آشنا کنیم که افکار از قسمت منطقی و احساسات از قسمت احساسی مغز می آیند و رفتار می تواند در نتیجه هریک از این موارد یا هر دوی آنها ایجاد شود.

فرم های مورد استفاده در این جلسه عبارتنداز:  ERS7A و ERS7B

افرادی که این جلسه را پیش می برند: مشاور که می تواند پزشک یا روانشناس دوره دیده باشد.

 بعد از مقدمه و معرفی ….

تصویر ماشین حساب برای جلسه هشتم ماتریکس کلینیک آیندهما و شما به ماشین حساب اعتماد کامل داریم و روزانه از این وسیله برای محاسبه استفاده می کنیم زیرا می دانیم این وسیله، منطقی رفتار می کند و هیچگاه نگران این نیستیم که در محاسباتش اشتباه کند مگر اینکه ما بی دقتی کرده باشیم.

اگر به شما گفته شود مثلا ماشین حساب هایی که جدیدا از چین وارد می شوند کمی هم احساس دلسوزی دارند! اینبار نظرتان راجع به اعتماد به ماشین حساب چیست؟ آیا باز هم به چنین ماشین حساب هایی که کمی هم احساس دلسوزی در کنار محاسبات منطقی دارند اعتماد کامل خواهید داشت؟تصویر کاریکاتور ماشین حساب برای جلسه هشتم ماتریکس کلینیک آینده

حتما شما نیز با نویسنده موافق هستید که با چنین ماشین حسابی نمی توان اعتماد کامل داشت چون ممکن است فرضا موقع محاسبه بدهی های ما دلسوزیش گل کند و بدهی های ما را کمتر از مقدار واقعی نشان دهد!

از این موضوع می توانیم این نتیجه ساده را بگیریم که ما هر چقدر منطقی رفتار کنیم بیشتر به ما اعتماد می شود. ولی وقتی پای احساسات در رفتار های ما به میان می آید و احساسی رفتار می کنیم از میزان اعتماد به ما کاسته می شود.

با این مثال جلسه هشتم ماتریکس که در حقیقت جلسه هفتم مهارت های اولیه بهبود است را شروع می کنیم:[auth level=”2″ text=”برای ادامه مطلب و دانلود پیوست ها کلیک کنید”]

افکار:

افکار از قسمت منطقی مغز می آیند. بار دیگر مثال ساده جلسات قبل را تکرار می کنیم:

کشتی بادبانی

موز

گوجه فرنگی

با دیدن یا شنیدن هر کدام از این کلمات، شکلی از آنها در ذهن ما تشکیل می شود. به گونه ای که تصور می شود افکار مانند تصاویری بر صفحه تلویزیون ذهن هستند و این به آن معناست که ما می توانیم یاد بگیریم با عوض کردن کانال تلویزیون ذهن، افکار را در ذهنمان عوض یا کنترل کنیم! پس افکار قابل کنترل هستند.

احساسات:

احساسات واکنش مغز به اتفاقی است که برای شما افتاده است. مانند غمگینی، عصبانیت، عشق، کینه، تنفر و ….

گفتیم که افکار قابل کنترل هستند ولی در مورد احساسات چطور؟ آیا احساسات نیز قابل کنترل هستند؟
برای روشن شدن موضوع یک بازی ساده را با هم انجام می دهیم. در این بازی قرار است هر کاری را که من (نویسنده این مطالب) به شما دستور می دهم انجام دهید:

همین الان از نویسنده این مطالب متنفر شوید!

همین الان از عزیزترین فرد در زندگیتان کینه به دل بگیرید!

همین الان اگر عصبانی نیستید به شدت عصبانی شوید!

مطمئنا هیچ یک از کارهای خواسته شده را نتوانستید انجام دهید و این به معنای آن است که احساسات قابل کنترل نیستند. یعنی هر وقت ما بخواهیم نمی توانیم احساسمان را عوض کنیم.

احساسات شدید مانند سیلی هستند که از بالای شهر شروع شده است! نه می توانیم جلوی آن را بگیریم و نه می توانیم آنرا فراموش کنیم! تنها کاری که می توانیم انجام دهیم اینست که آنرا به مسیل هایی هدایت کنیم تا بتوانند از شهر خارج و کمترین آسیب را به اطراف خود وارد کند!

یا بگونه ای دیگر احساسات را نمی توانیم کنترل کنیم بلکه می توانیم آنها را مدیرت و کانالیزه کنیم. ( در این مورد در مبحث مدیریت عصبانیت در مباحث پیشگیری از عود بصورت مفصل صحبت خواهیم کرد)

رفتار:

آنچه را شما انجام می دهید رفتار است. راه رفتن یک رفتار است. خندیدن یک رفتار است. غذاخوردن یک رفتار است. مصرف مواد هم یک رفتار است. رفتار قابل کنترل هستند و ما می توانیم انتخاب کنیم که آنها را انجام دهیم یا انجام ندهیم.

رفتار می تواند صرفا ناشی از افکار باشد. آیا می توانید یک رفتار را نام ببرید که ناشی از فکر است و هیچ احساسی در انجام آن دخالت ندارد؟ ممکن است نیاز باشد کمی فکر کنید چون چنین رفتارهایی زیاد نیستند!

برای اینکه موضوع بهتر روشن شود یکی از این رفتارها را نام می برم:

جمع و تفریق یا محاسبه کردن می تواند رفتاری باشد که صرفا از قسمت منطقی مغز یا همان فکر می آید. بصورت منطقی جواب دو ضربدر سه، شش می شود و نمی توان با مهربانی ( احساس )  آنرا به هفت یا شش و نیم تبدیل کنیم!

تصور کنید اگر تمامی رفتار های ما ناشی از افکار (قسمت منطقی مغز ) ما بود آنگاه موجودی می شدیم که مانند ماشین حساب یا یک روبات کاملا منطقی عمل می کردیم. ( به مثال ماشین حساب در اول جلسه مراجعه نمایید )

حال بیایید رفتاری را نام ببریم که صرفا ناشی از احساس است و تفکر در آن نقشی ندارد. اشک ریختن به دنبال ناراحتی می تواند مثال خوبی از چنین رفتاری باشد که صرفا ناشی از احساس است. ( البته اگر شخص فیلم بازی نکند ) مشت زدن به شیشه در عصبانیت شدید هم می تواند چنین رفتاری باشد. بیشتر کارهایی که باعث آسیب به ما یا دیگران می شوند از اینگونه رفتارها هستند. پشیمانی نیز معمولا به دنبال چینین رفتارهای بروز می کند.

اگر قرار بود رفتار ما صرفا ناشی از احساسات ما باشد آنگاه به گفته بسیاری از بیماران ما شبیه افراد دیوانه رفتار می کردیم یا شبیه بچه هایی که خوب را از بد تشخیص نمی دهند!

تصور کنید قصد خرید یک ملک را دارید. ولی یکی از رقبای کاری شما به اطرافیانتان گفته است که ایده خرید ملک به ایشان تعلق داشته و شما ایده ایشان را دزدیده اید! با اینکه این موضوع حقیقت نداشته و ایده خرید ملک ایده خودشما بوده است، بعد از شنیدن این موضوع از اطرافیانتان عصبانی می شوید و صرفا برای اینکه حال این فرد را بگیرید به او پیغام می دهید که: “ملک ارزونی خودت باشه! من صدتا از این ملک ها رو می خرم و نمی فروشم! برو تو بخرش تا باهاش پول دار بشی! ”  اتفاقا رقیب شما ملک را خریداری می کند و یک سال می گذرد و قیمت همان ملک ۱۰۰ برابر می شود.

خرید این ملک در حقیقت ایده شما بود که  با یک عصبانیت ساده آنرا به دیگری واگذار کردید. آیا شما پشیمان خواهید بود؟

حال مثال بالا را به صورت زیر تغییر می دهیم:
قصد خرید یک ملک را دارید و حدس زده اید که در سال آینده سود زیادی خواهید کرد! وقتی حساب و کتاب می کنید می بینید اگر تمامی سرمایه های نقدر خود را جمع کنید و سرمایه های غیر نقدی را نقد کنید باز هم نمی توانید چنین ملکی را خریداری کنید. در نهایت به صورت منطقی به این نتیجه می رسید که نمی توانید به تنهایی چنین ملکی را خریداری کنید به خاطر همین سعی می کنید با کسی شریک شوید و کسی را نیز برای شراکت پیدا نمی کنید و در نهایت به خاطر عدم توانایی خرید، از خرید صرف نظر می کنید. یکسال می گذرد و قیمت ملک ۱۰۰ برابر می شود!

اینبار چطور؟ آیا پشیمان خواهید بود؟

در مثال اول اگر هریک از ما چنین کاری کرده بودیم ۱۰۰% پیشیمان می شدیم چون بعد از گذشت یکسال عصبانیت ما برطرف شده و آنگاه خودمان را سرزنش می کردیم که چرا چنین کاری انجام داده ایم!

در مثال دوم ممکن است حسرت بخوریم ولی پشیمان نخواهیم بود چون منطقی تصمیم گرفته بودیم.

چنین مثال هایی نشان می دهند که ما از کارهایی پشیمان می شویم که بر اساس احساس انجام داده ایم. ( در این مورد در مبحث مدیریت عصبانیت در  دوره پیشگیری از عود بیشتر صحبت خواهیم کرد. )

گفتیم که احساسات قابل کنترل نیستند و این ممکن است باعث یک اشتباه بزرگ شود و آن اشتباه اینست که ممکن است خیلی ها تصور کنند اگر احساسات قابل کنترل نیستند پس نباید مراجع قضایی افراد مجرم را به خاطر کارهایی که به دنبال احساسات انجام داده اند ( قتل به دنبال عصبانیت ) بازخواست کنند!

شاید هدف اصلی این جلسه پاسخ به چنین پرسشی به صورت زیر است:
اگرچه ما نمی توانیم احساسات خود را کنترل کنیم ولی رفتاری که به دنبال احساس صورت می گیرد در کنترل ماست پس ما مسئول رفتاری هستیم که به دنبال یک احساس انجام می دهیم.

مصرف مواد همچنانکه در دوره پیشگیری از عود خواهیم گفت، باعث تقویت احساسات(Emotional Buildup) می شود و تقریبا عمق تمامی احساسات افزایش می یابد. عشق، تنفر، خشم، بدبینی و …. در زمان اعتیاد می توانند در شدیدترین نوع خود وجود داشته باشند. و بیمار بسیاری از رفتارهایش را تحت تأثیر چنین احساساتی انجام داده است. بیمار می تواند یاد بگیرد که اگر مثلا قبلا عصبانی می شد و به دنبال آن فحش می داد اینبار وقتی عصبانی می شود به دنبال آن فریاد بزند! ( در مبحث مدیریت عصبانیت به این موضوع اشاره خواهد شد.)

قبل از اینکه این قسمت را تمام کنیم لازم است بدانیم اکثر قریب به اتفاق رفتارهای ما از هر دو قسمت احساسی و منطقی ناشی می شوند. پس لازم است بیمار افکار، احساسات و رفتارش را طوری از هم جدا کندکه اینبار رفتارش توسط قسمت احساسی مغزش به وی دیکته نشود.

رفتار اعتیادی: ( در دوره پیشگیری از عود در این مورد نیز بصورت مفصل صحبت خواهد شد )

تمامی رفتارهایی که بیمار در زمان اعتیاد مجبور بود انجام دهد تا بتواند مصرف موادش را ادامه دهد، رفتارهای اعتیادی هستند. دروغ گفتن، تأخیر در رفتن به منزل، توجیه کردن و ….

نکته ای که لازم است مشاور در مورد رفتارهای اعتیادی بداند اینست که بروز رفتارهای اعتیادی به هر علت ( حتی دلایلی که کاملا منطقی به نظر می رسند ) به معنای آنست که بزودی مصرف مواد بر می گردد! پس لازم است به بیماران در این مورد آگاهی های لازم داده شود.

گاهی رفتارهای اعتیادی می توانند بسیار ظریف باشند، بطوریکه مشاور یا بیمار از وجود آنها آگاه نباشند. رفتار های اجباری قسمتی از این رفتارها هستند که به نمونه ای از آن اشاره می کنم و شما می توانید با دقت در نکاتی که بیمارانتان عنوان می کنند بسیاری دیگر از این رفتار ها را شناسایی کنید.

گاهی زیاد غذا خوردن می تواند نمونه ای از رفتارهای اجباری باشد؛ بیمار در دوران مصرف مواد محرک بی اشتها می شد ولی به زور غذا می خورد تا به دیگران بفهماند که اوضاع روبراست و مشکل خاصی وجود ندارد! بی مسئولیتی و بی تعهدی هم می تواند نمونه ظریف تری از این رفتارها باشد؛ بیمار ممکن است آنقدر خود را بی مسئولیت و بی تعهد جا بزند که دیگران دست از سرش بردارند و کاری به کارش نداشته باشند! ( مانند برخی کارمندان در محیط دولتی که آنقدر خرابکاری می کنند که دیگران از سپردن کار به آنها خودداری می کنند به این صورت کارمند بدون انجام کار زیاد حقوق ثابت ماهانه خود را دریافت خواهد کرد)

جلسه افکار، احساسات، رفتار و رفتارهای اعتیادی می تواند جلسه جذابی برای بیماران باشد اگر مشاور تسلط لازم را بر مطالب جلسه داشته باشد. تفهیم این جلسه با مثال های ساده می تواندکار مشاور را در دوره پیشگیری از عود بسیار راحت تر کند پس هرچه بیماران زیادتر می شوند مشاور مهارت بهتری در برگزاری جلسات مشاوره پیدا خواهد کرد.

در پایان جلسه بعد از کار کردن بر روی فرم های جلسه به همراه بیمار، مانند جلسات قبل برنامه ریزی و فرم پیشرفت بیمار مورد بررسی قرار می گیرد. و به بیمار در پیش برد برنامه ریزی به سمت برنامه ریزی ساعتی کمک می کنیم.

برای دانلود ERS7a و ERS7b اینجا را کلیک کنید.[/auth]

ترک اعتیاد در منزل در سایت www.aayandeh.net

درباره‌ی دکتر سعید کفراشی

پزشک درمانگر اعتیاد و مسئول فنی مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده

همچنین ببینید

روش ماتریکس-جلسه هشتم پیشگیری از عود

آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس – جلسه هشتم پیشگیری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − ده =