0 نظر

سلام آقای دکتر،حدود 6 ساله ازدواج کردم با مردی که از دید من بهترین قسمتی بود که خدا جلوی راهم گذاشت… تا بعد از یک سال فهمیدم سیگار میکشه و چندی بعد رفتارهای مشکوک ازش دیدم و متوجه شدم تریاک مصرف میکنه، البته همسرم به آبروش خیلی اهمیت میده و به هیچ وجه نمیخواد بپذیره که بیماره و هر موقع حتی غیرمستقیم بخوام در این زمینه حرفی بزنم موضع میگیره و میگه به من تهمت میزنی، او که آرام و مؤدب بود حالا بسیار پرخاشگر و بددهن شده و به زمین و زمان بدبین شده.شش ماهه کارشو از دست داده و تو خونه است و همش میره توی اتاق و درو قفل میکنه شاید من در طول هفته یه ساعت مفید ببینمش.چند روز پیش حرفمون شد و من اومدم خونه مادرم و حتی تو این هفته زنگ نزد. از کسی هم حرق شنوی نداره.نمیدونم چیکار کنم خیلی کلافه و تنهام. از اونجایی که خیلی دوستش دارم دلم نمیخواد تو این حال و روز ببینمش انگار روح نشاط در او مرده و میلی به زندگی نداره خیلی افسرده شده. خواهش میکنم راهنماییم کنید چیکار کنم چی بگم تا بپذیره که معتاده و خودشو درمان کنه ممنون

دیدگاهتان را بنویسید