نام کاربری:

رمز:

آدرس:
فلکه دوم صادقیه - خیابان آیت ا... کاشانی - ابتدای بلوار فردوس - خیابان ولیعصر - نبش چهارراه اعتمادیان - پلاک 38 قدیم 56 جدید - واحد 1

تلفن: 44003604 و 44003605
تلفن جهت مشاوره رایگان: 09358891966

صفحه اصلی   اخبار     مواد محرک و توهم زا  مواد مخدر  آموزش پزشکان  آموزش خانواده    آرشیو مشاوره ها  داروها  درمان های دارویی  درمان های غیر دارویی
  
مشاوره با پزشکان و تیم درمانگر آینده
دکتر وهداد ورزقانی: روانپزشک، دارای بورد تخصصی

امکان مشاوره
وجود ندارد
دکتر سعید کفراشی: پزشک

امکان مشاوره
وجود ندارد
دکتر پوریا جورقانیان: پزشک

امکان مشاوره
وجود ندارد
فرحناز حجت زاده: فوق لیسانس روانشناسی بالینی

امکان مشاوره
وجود ندارد
الهام گودرزی: پرستار

امکان مشاوره
وجود ندارد

موضوع: آموزش خانواده بیماران معتاد - قسمت دوم
ارسال شده توسط : drkafrashi
تاریخ ارسال : جمعه 27/6/1388ساعت 22:25:37

آموزش خانواده بيماران معتاد - قسمت دوم

دکتر سعید کفراشی

نويسنده: دكتر سعيد كفراشي


بارها برنامه های مستند راز بقاء را تماشا کرده اید و خیلی وقتها نیز حوصله اتان از دیدن دانشمندی که مدت زمان زیادی از عمر خود را به تحقیق درباره به عنوان مثال پشه ها اختصاص داده، سر رفته است!

شاید از خودتان پرسیده باشید به چه دردی می خورد یک دانشمند کلی وقت و هزینه صرف کند که مثلا جنس ماده پشه آنوفل بیماری مالاریا را منتقل می کند، این پشه  در مرداب ها تخم ریزی می کند، نوزادش قبل از اینکه به پشه بالغ تبدیل شود مدتی بصورت لارو در آب زندگی می کند و هزاران نکته دیگر که دانستن یا نداستن آن برای ما آب و نان نمی شود!

حال تصور کنید در جایی که شما زندگی می کنید بیماری مالاریا شیوع پیدا کند! در چنین شرایطی که هر نیش پشه می تواند به منزله ابتلا به مالاریا باشد زندگی بسیار تلخ و ناگوار خواهد بود. و همه مخصوصا سیستم های بهداشتی تلاش می کنند به هر صورت که شده از گسترش این بیماری جلوگیری کنند. ولی از کجا باید شروع کنیم؟!

بله درست است می توانیم از پشه ها نمونه گیری کنیم و جایی که پشه آنوفل پیدا کردیم آنجا را منطقه خطر درنظر بگیریم! چون می دانیم این پشه ها در مکانهایی که آب راکد وجود دارد تولید مثل و تخم ریزی می کنند می توانیم با خشکاندن آب های راکد از تولید مثل این نوع پشه هم جلوگیری کنیم همچنین می دانیم که چه جاهایی را باید سم پاشی کنیم!

امروزه اگر می توانیم از گسترش بیماریها جلوگیری کنیم بخاطر تلاش کسانی است که بیماری ها و مسایل مرتبط با آنها را ریز به ریز و به خوبی شناخته اند!

با همین مثال ساده می توانیم به دو اصل منطقی زیر پی ببریم:

اگر تصمیم دارید کسی را به بدترین وجه نابود کنید و روزگارش را سیاه نمایید راهش آنست  که ابتدا او را کاملا بشناسید!

اگر تصمیم دارید به کسی  به بهترین وجه کمک کنید و زندگی او را از تباهی و سیاهی به روشنی و نیک بختی دگرگون کنید راهش آنست که او را کاملا بشناسید!

....و اما داستان نحوه برخورد با فرد معتاد

با توجه به مقدمه ای که در بالا به آن پرداختیم اگر تصمیم گرفته ایم به یک فرد معتاد کمک کنیم باید باور داشته باشیم که هرچه بیشتر اورا بشناسیم به همان اندازه می توانیم به او کمک کنیم.

مسئله را زیاد پیچیده نکنید! برای شروع برخورد با یک فرد معتاد نیازمند آن هستیم که دو مورد زیر را کاملا بشناسیم و شناخت خود را درباره آنها بالا ببریم. این دو مورد عبارتند از:

1- اعتیاد را به عنوان یک بیماری جدا از فرد معتاد کاملا بشناسیم و دریابیم که این بیماری چه مشخصاتی دارد،  نحوه پیشگیری، برخورد و درمان آن چگونه است.

2- فرد معتاد را به عنوان انسانی که به بیماری اعتیاد مبتلا شده بشناسیم و دریابیم که اعتیاد باعث چه تغییراتی در وی شده است.

این همه مقدمه چینی کردیم تا به یک جمله ساده اشاره کنیم و آن جمله ساده اینست که:

اعتیاد یک بیماری مزمن، پیشرونده و عودکننده است.

خواستم بگویم : شاید باور نکنید ولی اگر بیمار و اطرافیانش تنها این یک جمله ساده را بپذیرند و درک کنند ...! متأسفانه نتوانستم بزرگی فواید دانستن این جمله را تنها با گفتن یک جمله دیگر بیان کنم!

به همین خاطر می گویم:

شاید باور نکنید! ولی اگر بیمار و اطرافیانش این یک جمله ساده را نپذیرند و درک نکنند قطعا نخواهند توانست اعتیاد و آسیب های مربوط به آن را متوقف کنند!

حال اگر بپذیریم که اعتیاد یک بیماری مزمن، پیشرونده و عود کننده است.

 به نظر شما احسان با دانستن این تعریف ساده از اعتیاد، از چه اشتباهاتی در ارتباط با برادرش می توانست جلوگیری کند؟

 اصلا آیا احسان در برخورد با برادرش اشتباه کرده است یا نه؟

 شاید شما هم نمی توانید اعتیاد را به اینصورت بپذیرید؟ نظرتان را ارسال کنید و به کامل شدن قسمت سوم مقاله کمک کنید

۲۷/۶/۱۳۸۸

دكتر سعيد كفراشي



تعداد نظرات 11   نظرتان را در این مورد بنویسید

موضوع: آموزش خانواده بیماران معتاد - قسمت اول
ارسال شده توسط : drkafrashi
تاریخ ارسال : جمعه 2/12/1387ساعت 01:24:49

دکتر سعید کفراشی

نويسنده: دكتر سعيد كفراشي


رفتار خانواده با فرد معتاد درجهت بهبودی،  یکی از موضوعاتی است که دانستن آن می تواند در درمان و پیشگیری از اعتیاد نقش معجزه آسایی داشته باشد. نقش خانواده و اطرافیان در ادامه اعتیاد به قدری مهم است که همیشه گفته ام: اگر  خانواده و اطرافیان بيمار در شروع اعتیادش مقصر نباشند در ادامه اعتیادش می توانند کاملا مقصر باشند!

متاسفانه بسیاری از خانواده ها تصور می کنند:  اعتیاد یک عادت ساده است که با مصرف مواد شروع می شود و فرد معتاد از ترس علایم خماری و اذیت شدن قادر به قطع مصرف نیست و در صورتیکه ما به او کمک کنیم تا قطع مصرف کند و از لحاظ بدنی اذیت نشود با توجه به اینکه زندگی دردناک گذشته اش را بیاد می آورد درس عبرت خواهد گرفت و به سمت مصرف مواد بر نمی گردد!


براساس چنین تصور اشتباهی است که اطرافیان بیشترین انرژی و هزینه را در سمزدایی و قطع مصرف مواد صرف می کنند و توقع دارند چون فرد بعد از سم زدایی ( با روش های درمانی یا بستری شدن در کمپ یا خودسرانه ) دیگر دچار علایم خماری نمی شود و مشکلات جسمی ندارد اگر به سمت اعتیاد برگردد تنها دلیل آن بی غیرتی، بی ارادگی ، هوسبازی و بسیاری انگ های دیگر است! علی رغم تصوری که اکثر بیماران و خانواده های آنها دارند امروزه قسمت اول درمان اعتیاد که همان قطع مصرف مواد است به راحتی صورت می گیرد. ولی متاسفانه بیمار در قسمت اصلی درمان که همان بازتوانی و کسب مهارت برای برخورد درست با مشکلات است، کاملا تنها می ماند!

چیزی که باید آنرا فریاد بزنیم اینست که:

خانواده محترم، بیماری که قطع مصرف کرده است آسمان دلش آبی نشده و گل و بلبل برایش چهچه نمی زنند! چنین شخصی چشمش به تمام تخریب هایی که به علت اعتیاد صورت گرفته، باز شده و تمام مسئولیت هایی که تاکنون نادیده گرفته است مانند سیلی خروشان به سمتش در حرکتند!افسردگی و بسیاری از اختلالات پیدا و پنهان روانپزشکی یا روانشناختی  و حتی اختلالات جسمی، بسیاری از توانایی ها و مهارت ها را از بیمار گرفته است!

وحشناکت تر از تمام اینها میل جدیدی به نام میل مصرف مواد را با خود همراه دارد بطوریکه در برخورد با کوچکترین مشکل یا شرایط مرتبط با مصرف مواد ( مانند رفتن در مکانی که در آنجا مصرف مواد داشته ) ممکن است بقدری دچار وسوسه و هوس مصرف مواد شود که تصورش برای ما غیر ممکن باشد.

کسب مهارت برای برخورد درست با این مشکلات هم زمانبر است هم نیاز به شرایط مساعد دارد و در نهایت ممکن است با موفقیت اندکی همراه باشد.

در بیشتر موارد دلسوزی ها و توقع های نابجا یا بصورت خلاصه برخورد نادرست خانواده و اطرافیان با این بیماری باعث می شود سرمایه های مالی و اخلاقی از بین برود، بنیان خانواده از هم بپاشد و فرد معتاد با تخریب بیشتر به رفتار خود ادامه دهد!

متاسفانه این واقعیتی است که در خانواده اکثر معتادان جامعه ما وجود دارد. تصور کنید اگر هر فرد معتاد بصورت مستقیم و غیر مستقیم زندگی حداقل پنج نفر از اطرافیان خود را فلج کند و اگر در جامعه چهار میلیون معتاد داشته باشیم حدود بیست میلیون نفر بخاطر اعتیاد زندگیشان فلج شده است!

با این مقدمه بحث آموزش خانواده بيماران معتاد را شروع می کنیم. و به عنوان گام اول شما بازدیدکننده گرامی ایمیل زیر را که در تاریخ 29/۱۱/1387 برای ما ارسال شده است به دقت مطالعه کنید و منتظر قسمت بعدی مطلب در چند روز آینده باشید...

با سلام خدمت شما دوستان بزرگوار و عزيز

قبل از گفتن هر چيز از شما عاجزانه تقاضاي كمك دارم ( پس كمكم كنيد)

من برادر بزرگتر يك معتاد هستم. خانواده ي ما از يك قشر متوسط يا بهتر بگم ضعيف بود. پدر من مهندس صنعت بود اما چون دوتا زن داشت نسبت به ما بي توجه بود وما را در همان سنين كودكي رها كرد تا حدي كه حتي مخارج مارو نمي داد و مادرم با كارگري ما رو بزرگ كرد و همين فشار هاي كاري و روحي باعث اعتياد مادرم به ترياك شد.

ما سه برادريم من و برادر كوچكم (حميد) به شدت از مواد مخدر گريزان بوده و هستيم اما  برادر دوم من به اين جور كثافت كاريها گرايش داشت الان كه اين موضوع رو براي شما نقل مي كنم من ۲۷  سال دارم ازدواج كردم و مستقل زندگي مي كنم الحمدلله از اوضاع مالي نسبتا خوبي بر خوردارم و برادر كوچكترم (حميد)دانشجوي ترم آخر و داراي چند فروشگاه كامپيوتري هستیم. تا اينجا اينا رو گفتم تا با آشنايي از گذشته و دونستن حال بتونين بهتر راهنماييم كنيد.

مادر من الان حدود يكساله در سن ۵۵ سالگي اعتيادشو با كمك پزشك و استفاده از دارو كنار گذاشته و الحمدولله خيلي هم نسبت به قبل سرحالتره  اما مشكل اصلي من برادر دومم احسانه اون به علت جو محله و دوستي با افراد نا سالم از سن ۱۴-۱۵ سالگي ترياك مصرف كرده حالا اگه چيز ديگه اي هم مصرف كرده باشه من بي اطلاعم هر چند بعيد مي دونم چيز ديگه اي مصرف كرده باشه اما الان ۱سال شايدم ۲ ساله كه كراك و آشغالهاي ديگه اي از اين قبيل كه ۹۵٪ كراكه مصرف مي كنه الان ۲۵ سالشه به خاطر همين مسائل  حدود ۲-۳ ساله جدا از خانواده زندگي مي كرد و كارشم جوشكاريه  رابطه برادر كوچيكم حميد با احسان خوب نيست اما احسان تك و توك به من سر ميزد و يا خونه ي ما ميومد.

از اونجايي كه احسان به دختر داييم كه ليسانس بازرگانيه  علاقه داشت ۱ سال پيش براي اينكه بتونه با اون ازدواج كنه تصميم به ترك گرفت و حدود ۲ ماه خونه ما بود  اما اين ترك بي نتيجه بود تا جايي كه از جانب خانواده داييم روش فشار اومد كه اگه واقعا قصد ازدواج داره اقدام كنه اين مسله رو هم بازگو كنم كه خانواده داييم در شهر ديگر ي سكونت دارن كه تا ما فاصله زيادي داره و از داستان اعتياد احسان بي اطلاع بودن حدود ۵ ماه پيش احسان به دفترم اومد و گفت قصد ترك داره منم ازش قول گرفتم اگه واقعا ترك كنه هر كاري از دستم بر بياد براش انجام بدم.

اونو به يه مركز بازپروري ( ان اي ) بردم ۱ ماه اونجا بود و از خانواده داييم خواستم يك ماه بهش فرصت بدن البته اونا همچنان از موضوع بي اطلاع بودن تو اين يه ماهي بهش سر ميزدم و لوازم مورد نيازشو تهيه مي كرده تا اينكه دورش تموم شد و ظاهرا هم تغيير كرده بود بعد از چند روز احسان به اتفاق مادرم به شهر داييم رفتن وبعد از چند روز مراسم عقد گرفتن البته نكته اي كه قابل بازگو هست اينه كه جواب آزمايشگاه تا دو بار درست در نيومد كه همين شك برانگيز بود قرار شد همونجا مشغول كار بشه(اينو هم بگم از اونجايي كه بهش قول داده بودم اگه ترك كنه كمكش ميكنم كليه هزينه ازدواجشو متحمل شدم) اما بعد از ۳ ماه گندش در اومد  كه اونجا گند زده وآبروي مارو برده  دختر داييم از من كمك خواست براي يك بار ديگه كمكش كنم به اصرار مادرم ودختر داييم(البته به ظاهر به اصرار اونا چون نمي خواستم احساس كنه  هر وقت خواست ميتونه گند بزنه و منم اينجا كمكش ميكنم) اونو دوباره به كمپ بردم اما يه كمپ ديگه ۲۰روز اونجا بود گفتن ميتونه بياد بعد از اينكه اومد چند روزي خونه ما بودن كه خانومش موقع مصرف كراك تو دستشويي موچشو گرفت.

البته زيز بار نميرفت و ميگفت اين مال قبلا نه ديگه جاي بخشش نبود بهش گفتم از خونه من برو  خانومش گفت من بر ميگردم و طلاق ميگيرم  تو همين اوضاع من به كسري پول از دخلم شك كردم اول به نگهبان مجتمعي كه دفترم اونجا بود شك كردم  موضوع احسان با اين مشكلاتي كه به وجود آورده بود مشكلات كاري خودم  واين كسري پول از دخل ذهنمو درگير كرده بود شب موقع خواب يك لحظه به ذهنم خطور كرد نكنه احسان پول از دخل بر داشته آخه اون صبح  ساعت ۷.۵به اسم كلاس ان اي از خونه بيرون ميرفت و ساعت ۹ بر ميگشت -پاساژ ساعت ۸ باز ميشد و من ساعت ۹ تازه ميرفتم سر كار  تا صبح خوابم نبرد صبح به محض خروج احسان آژانس گرفتم  وپشت سرش رفتم حدسم درست بود اون كليد يدكي هر ۳ تا دفتر منو بعلاوه كليد خونه ما و مادرمو  داشت  ديگه حتي بهش اجازه جمع كردن وسايلشو ندادم و انداختمش بيرون اما جايي نداشت كه بره  رفت خونه مادرم اونجام حميد به مادرم گفت اون نميتونه اينجا بمونه!

اين حس من شايد براي شما قابل درك نباشه شايدم خيلي راحت بتونيد درك كنيد.

احسان و حميد شايد برادرمن باشن اما از اونجايي كه من پدر بي مسئوليتي داشتم نسبت به اونا احساس مسئوليت مي كردم و حالا برام سخت بود احسانو با همه ي اون كثافت كاريهاش بيرون كنم  من حاضر بودم قسمتي از داراييمو بدم ولي احسان واقعا آدم شه بخاطر همين به مادرم گفتم اونو مجددا ببره كمپ وجوري كه خودش نفهمه هزينشو دادم.

از كاركنان كمپ كه پرسيدم چكار كنم گفتن رهاش كن ونسبت بهش بي توجه شو كه بفهمه ديگه كسي پشتش نيست. ديروز ۸۷.۱۱.۲۶ از كمپ مرخص شد البته من قصد داشتم چند دوره همونجا بمونه كه با دلسوزيهاي نا بجاي مادرم وتماس همسرش كه گفته بود بره پيشش مادرم از كمپ آوردش واز حميد خواست تا بهش اجازه بده فقط نهارو اونجا بمونه وعصر به سمت شهر داييم حركت كنه اما اون شب موند حميد صبح به مادرم گفت ظهر كه اومدم خونه اينجا نباشه ساعت ۱۱ صبح بود من بيرون از دفتر بودم وقتي رفتم ديدم احسان اونجاست به حميد گفتم اين عوضي اينجا چكار ميكنه كه خودش بدونه هيچ حرفي بلند شد رفت.

من بظاهر شايد تظاهر به نفرت ميكردم اما از درون درحال سوختن بودم  وهرلحظه تصويرش جلوي چشممه الان كه دارم تايپ ميكنم چشام پر اشك سينه ام پر درد وگلومو بغض داره پاره ميكنه تو رو خدا كمكم كنيد از ديروز ازش بي اطلاعم.



تعداد نظرات 25   نظرتان را در این مورد بنویسید

موضوع: نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد ( قسمت سوم )
ارسال شده توسط : drvarzeghani
تاریخ ارسال : یکشنبه 23/10/1386ساعت 23:02:47

نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد  ( قسمت سوم )

در قسمت قبلي در مورد نحوه برخورد با فرد وابسته به مواد در مرحله پيش از تامل صحبت كردم و در اين قسمت نحوه برخورد با اين افراد در مراحل بعدي تغيير را توضيح خواهم داد.

2. مرحله بعدي تغيير مرحله  است. در اين مرحله فرد درک مي کند و مي فهمد که مشکلي دارد و به طور جدي در مورد آن فکر مي کند ودر اين زمينه مي خواهد دريابد مشکل چيست و به چه علتي اين مشکل به وجود آمده است و راه حل هاي آن چيست.

در اين وضعيت فرد ممکن است در مورد مشکل  خود اطلاعات زيادي داشته باشد ولي هيچ گاه درمان را شروع نمي کند. در اين مرحله اطرافيان فرد بايد مثل مرحله قبل عمل کنند يعني اطلاعات و آگاهي فرد را از عواقب رفتارش بيشتر کنند. با اين تفاوت که در اين مواقع گاهي تحريک کردن مثبت از لحاظ عاطفي هم مي تواند تا حدي موثر باشد و خيلي وقت ها يک صحبت کودکانه از طرف فرزند فرد وابسته به مواد مي تواند او را تکان دهد. مثلا بچه  بگويد : " ديروز بچه ها من را به خاطر اينکه تو معتاد هستي در جمع خود راه ندادند و مسخره کردند." يا همسر بگويد: " همکلاسي پسرت همه دوستانش را براي تولدش دعوت کرد به غير از پسر تو." يا پدر به پسرش بگويد: " مادرت ديروز گفت در زندگي هيچ نگراني خاصي ندارد به غير از شکست هاي تو در زندگي. "   

 يادمان باشد

 اولاً  اين جملات بايد بسيار کوتاه باشد و سريع تمام شود و بحث پيگيري نشود چون اگر ادامه پيدا کند کار به بحث و جدل و دعوا مي کشد و در صورتي که فرد وابسته به مواد از ما پرسيد:     " چرا اين صحبت را مي کني؟ يا داري کنايه مي زني." خيلي آرام به او مي گوييم:" کنايه نمي زنم فقط گفتم که اطلاع داشته باشي." 

ثانيا ً اين اطلاع رساني بايد کاملا واقع گرايانه و به دور از اغراق باشد چون ممکن است اغراق يا دروغ بعد ها به عنوان دست آويز در بحث ها استفاده شود. دوباره تاکيد مي کنم  اين جملات بايد بسيار کوتاه باشد و سريع تمام شود وبحث پيگيري نشود چون اگر ادامه پيدا کند حتما تبديل به جدال مي شود.

اين جملات را بسته وضعيت ادراکي فرد مي توان بسيار کوتاه تر ادا کرد مثل :" آقاي جعفري مي خواست روز  پنج شنبه براي خواستگاري رعنا بيايد." دقت بفرمائيد در سه جمله از چهار مثال من حتي  کلمه اعتياد هم بيان نشده است.ما با اين صحبت ها در اين مرحله قصد داريم تا حدي عواطف فرد را در جهت مثبت تحريک کنيم و به او کمک کنيم از خود و آثار رفتارش بر خود و محيط آگاه شود.

گاهي از اوقات اين افراد در مورد آينده خودشان صحبت مي کنند و اينکه دلشان مي خواست به کجاها برسند و چه هدف هايي داشتند و به آنها نرسيده اند ، در اين مواقع ما به عنوان همراه فرد مي توانيم به او موانع رسيدن به اين مشکلات را يادآوري کنيم : مثلا فردي که مغازه دارد از پيشرفت همکارش صحبت مي کند که چگونه مغازه و کسب و کار موفقي دارد و مي گويد من هم برنامه داشتم مثل او بشوم در اين موقع يک همراه خوب مي تواند بگويد :"اي کاش مي توانستي صبح زودتر بلند شوي و به مغازه ات بروي ، فکر نمي کنم اين هدفي که در نظر گرفته اي غير قابل دسترس باشد."

نکته مهم در افرادي که در مرحله تامل هستند اين است که  احساس کنند اگر تغيير را شروع کنند  حامي و پشتيبان دارند در عين حال بعضي ها وعده هايي به فرزندان خود مي دهند که ممکن است بسيار اغراق آميز و بيش از اندازه باشد که قابل اجرا نيست يا بعداً به دليل عدم اعتماد به او از انجام آن طفره مي روند ( مثل وعده خريد اتومبيل و مغازه و کار ) و عدم برآورده شدن آن باعث سرخوردگي شديد فرد و بهانه اي براي بازگشت به مواد مي شود.
در عين حال مي توانيم با صحبت ها خود جوري به فرد القا کنيم که اگر تغيير کني ما در کنار تو هستيم.

3. مرحله بعدي تغيير مرحله آمادگي است که در اين مرحله فرد آماده انجام يک عمل و تغيير است و تصميم خودش را براي تغيير گرفته است و طرحي را براي خودش مي ريزد مانند فردي که از دايو استخر بالا رفته و روي لبه آن ايستاده و آماده شيرجه است.در اين مرحله نقش ما  نقش مشوق است. بايد به او القا کنيم شجاعت اش را دارد و مي تواند عمل کند و ما هم در اين را با او همراه هستيم .

4. مرحله بعدي شايد آشکارترين مرحله براي تغيير فرد وابسته به مواد از ديدگاه يک ناظر خارجي باشد. در اين مرحله فرد آشکارا رفتار خود را تغيير مي دهد مثلا کشيدن سيگار را متوقف مي کند و وارد يک برنامه درماني مي شود. در اين مرحله ما عملا مي بينيم فرد تغييري کرده است و بزرگترين اشتباه ما به عنوان درمانگر و خانواده اين است که فکر کنيم مرحله عمل مساوي با تغيير است و فکرکنيم که ديگر کار تمام شده است و ديگر براي اين فرد ادامه درمان لزومي ندارد.

در حاليکه در اين مرحله تازه کار مهم شروع مي شود و آن نگهداري و پايدار کردن اين تغيير است .

5. مرحله نگهداري: معمولا وقتي فرد رفتار مصرف مواد دارد خانواده تکليفشان مشخص است که اين فرد اين مقدار پول را در فلان ساعت و فلان جا براي مصرف مواد خرج مي کند، الان سربساط است و حالا موقع نئشگي او است و حالا خمار است و تقريبا به روال کار که البته صحيح نيست خو گرفته اند . ولي وقتي فرد  وارد مرحله عمل شده است و مصرف مواد را کنار گذاشت آن وقت اين نگراني سراغ خانواده مي آيد که نکند اين فرد برگردد و دوباره مصرف کند و اين نگراني باعث حرکاتي مثل تعقيب فرد ، ممانعت از خروج او از منزل، گشتن جيب ها و اتاق او و بحث هاي طولاني براي عدم مصرف ، شک کردن هاي بي جا ، درگيري براي تست و آزمايش و تهمت و افترا به بيمار مي شود.

مثلا فردي که مصرف مواد را کنار مي گذارد دچار حالت بي حسي مي شود که افراد خانواده آن را به مصرف مجدد ماده تعبير مي کنند و با او برخورد مي کنند که همه اين رفتارها اشتباه است .
خانواده در اين مرحله در عين حفظ هوشياري و پذيرش احتمال لغزش بايد بيشتر خوشحالي خود را در مورد تغيير نشان بدهند تا  فرد متوجه بشود اين عمل او چه تاثير مثبتي بر روي ديگر افراد مي گذارد. افراد خانواده بايد جوري رفتار کنند که احياناً اگر فرد در مسير خود لغزشي داشت مستقيماً با خود خانواده و پزشک مطرح کند نه اينکه آنرا مخفي کند و نه اينکه آنرا مخفي کند تا افزايش پيدا کند.

نکته آخري که در مورد اين مراحل بايد ذکر کنم اين است که فرد در اين مراحل ممکن است گاهي پسرفت کند و اين به معني شکست نيست بلکه بايد دراين مرحله بررسي شود که علت پسرفت و يا لغزش بيمار چه بوده است و از آن به عنوان تجربه اي استفاده کرد و در تلاش مجدد براي تغيير آن را مد نظر داشته باشيم.

پس يادمان باشد برگشت به عقب و لغزش فرد به معني شکست نيست و نبايد موجب سرخوردگي شود.


دکتر وهداد ورزقاني

۱۹/۱۰/۸۶



تعداد نظرات 15   نظرتان را در این مورد بنویسید

موضوع: نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد (قسمت دوم)
ارسال شده توسط : drvarzeghani
تاریخ ارسال : چهارشنبه 12/10/1386ساعت 09:34:12

نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد (قسمت دوم )

در قسمت اول از تغيير نگرش خودمان نسبت به افراد وابسته به مواد صحبت کرديم ولي  تغيير رفتار خود اين افراد هدف ماست.کليد اصلي درمان اين افراد ايجاد انگيزه براي تغيير است يعني با صحبت ها و رفتارمان روي فرد وابسته به مواد جوري تاثير مي گذاريم که او انگيزه لازم را  براي تغيير روش زندگي پيدا کند.

همانطور که ذکر کرديم تغيير در فرد يک شبه به وجود نمي آيد و مثل جراحي نيست که فرد بيهوش شود و روي بيني وي  جراحي شود و شکل بيني تغيير کند بلکه تغيير نيازمند صرف زمان و انرژي است و هسته اوليه و انرژي اين تغيير از درون فرد منشا مي گيرد که در اين حالت  فرد احساس مي کند رفتار اعتيادي اش در زندگي اش تاثير سوء گذاشته است.

در شروع رفتار اعتيادي فرد ممکن است مشکل را ناديده انگارد ولي بعد از مدتي اين مشکل آن قدر روي زندگي او تاثير مي گذارد که نمي تواند اثرات آنرا ناديده بگيرد.

به عنوان مثال فردي که ماده مخدر يا محرک را استفاده مي کند ابتدا پول کمي را براي مصرف مواد مي پردازد ولي بعدها به دليل پديده تحمل مجبور است هزينه بيشتري براي تهيه مواد پرداخت کند و بالاخره زماني فرا مي رسد که بايد تمام حقوق خود  و حتي بيشتر از آن را براي خريد مواد بپردازد و اين موقع زمانيست که او به فکر مي افتد رفتار مصرف مواد روي زندگي او تاثير گذاشته و بايد تغييري در رفتار خود ايجاد کند.

در همين مثال در مي يابيم که رسيدن به اين مرحله تفکر روي تغيير رفتار ممکن است بسته به ميزان درآمد فرد در عرض دو ماه روي دهد يا اگر فردي درآمدش زياد باشد سالها طول بکشد و پس از ورشکستگي به فکر تغيير بيافتد.

در نظريات جديد پديده تغيير را به پنج مرحله تقسيم کرده اند:

1. مرحله اول مرحله پيش تامل گفته مي شود. در اين مرحله فرد در مورد رفتار خود اصلا فکر نمي کند و مشکلي نمي بيند و آنقدر از مصرف مواد احساس خوبي به او دست ميدهد که ساير مسائل به نظر او بسيار پيش وپا افتاده است و سرخوشي او به حدي است که به چيز ديگر اهميت نمي دهد و وقتي معمولا در مورد ضرر و زيان رفتار مشکل ساز با او صحبت مي کنند حالت دفاعي به خود مي گيرد.

در اين مرحله وظيفه ما به عنوان کسي که با او زندگي مي کند ( حالا همسر باشد يا پدر يا مادريا هر کس ديگر ) دادن آگاهي به او است تا کم کم تشخيص بدهد مشکلي وجود دارد و اين افزايش آگاهي بايد در غالب جملات خبري و با حالت احساسي و هيجاني کم و کنترل شده  باشد تا فرد وابسته به مواد را از خود نرانيم. اگر اين خبرها را با هيجان زياد و دعوا بيان کنيم باعث درگيري  و کناره گيري فرد معتاد از خودمان مي شويم.

لازم است اين جملات خبري در مورد آثار سوء مصرف مواد در زمان مناسب هم ادا شود مثلا فکر کنيد فردي وابسته به الکل است و تحت تاثير الکل مست است و وقتي به خانه بر مي گردد همسرش با گريه و دعوا شروع مي کند از مشروب خواري او انتقاد مي کند و چون فرد مست است کارشان به کتک کاري مي کشد.

در حاليکه همسر اين فرد بايد درست در آن لحظه سکوت مي کرد و منتظر مي ماند که مستي از سر شوهرش بپرد و سپس در مورد اجاره عقب افتاده يا بيماري فرزندش صحبت کند و يا از احساس بد خودش بگويد و ياد آوري کند : "رفتار تو روي زندگي من تاثير گذاشته است و من ديگر نمي توانم اين حالت را تحمل کنم." و وقتي اين عبارات را بيان مي کند بايد سعي کند جوري بيان کند تا کمترين احساس و هيجان وارد کلمات بشود و در عين حال بسيار جدي و قاطع باشد و پيغام دروني فرد را برساند و بيش از يک بار نيز تکرار نشود.

شايد يکي از خصوصيات  ما ايراني ها اين باشد که در وجود ما چانه زني و تعارف خيلي زياد است و براي بيان منظورمان يا گرفتن امتيازاز طرف مقابلمان  مجبور باشيم يک عبارت را چندين بار تکرار کنيم.

گاهي تهديد هايي مي کنيم که به آنها عمل نمي کنيم مثلا پدري که از رفتار فرزند خودش ( مصرف مواد ) ناراضي است او را تهديد مي کند که اگر يک بار ديگر مواد مصرف کند او را از خانه بيرون مي اندازد و همه ما مي دانيم و آن  فرد معتاد ميداند که پدرش به احتمال 99درصد اين کار را انجام نمي دهد و اين صحبت تنها فرزند را از پدرش دور مي کند و اعتبار حرف پدر را كم مي كند در حاليکه اين پدر در زمان مناسب يعني زماني که حال پسرش بهتر است مي تواند دوستانه به او بگويد که " با اينکه او را خيلي دوست دارد و دلش مي خواهد همه چيز را براي او تامين کند ولي از پس هزينه زياد او بر نمي آيد و علي رغم ميل باطني اش مجبور است پول توجيبي او را کم کند و در واقع به فرد دوستانه و همدلانه آگاهي اين را داده که رفتار او منجر به افزايش هزينه خانواده شده است و بهتر است در رفتار خود تعديل ايجاد کند و بعد از آن به اين تهديد واقع گرايانه عمل کند نه آن که اين تهديد در مرحله حرف بماند تا جديت او به پسرش ثابت شود.

با نمونه ذکر شده به خوبي متوجه مي شويم که رفتار هيجاني و عصبانيت نه تنها کمکي به ما نمي کند بلکه باعث مي شود فاصله بين ما و فرد وابسته به مواد بيشتر شود و به حرف ما گوش نکند. گاهي وقت ها هم اين صحبت ها حتي اگر از روي مهر و محبت ابراز شود جنبه نصيحت پيدا مي کند و براي فردي که در مرحله پيش تامل است و فکر مي کند رفتار او مشکل ساز نيست اين نصيحت ها بسيار خسته کننده است و فرد را  از بستگان خود دورتر مي کند و فرد وابسته به مواد فکر مي کند کسي قادر به درک او نيست .


دكتر وهداد ورزقاني

۱۲/۱۰/۸۶



تعداد نظرات 2   نظرتان را در این مورد بنویسید

موضوع: نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد ( قسمت اول )
ارسال شده توسط : drvarzeghani
تاریخ ارسال : پنج شنبه 6/10/1386ساعت 13:19:17

نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد  ( قسمت اول )

آنچه برخورد ما را با فردی به طور عام مشخص می کند به سه  عامل  بستگی دارد :

1. نوع رفتار و برخورد و صحبت کردن فرد

2. تجربیات گذشته ما

3. طرزتفکر و اندیشیدن و تصور ما و در  واقع شناخت  ما نسبت به جهان خارج و افراد جامعه و موضوعاتی که در آن جامعه اتفاق می افتد.

وقتی ما با کسی برخورد می کنیم ، رفتار و حرکات ، طرز صحبت و طرز تفکر وی  را (از طریق کلام او) درک می کنیم و آن را با پیش فرض هایی که با توجه به تجربیات گذشته ما در ذهنمان شکل گرفته محک می زنیم و در مورد آن فرد و نوع  رفتار او  قضاوت می کنیم و بر اساس قضاوتی که نسبت به او پیدا می کنیم در ما احساساتی نظیر محبت ، ترس ، خشم یا نفرت بر انگیخته می شود و بر اساس این احساسات از ما رفتارهایی سر می زند، مثلا اگر ما به فردی احساس محبت کنیم سعی می کنیم به او نزدیک شویم یا اگر از او احساس تنفر به ما دست دهد از او دوری می کنیم.

در مورد برخورد با افراد وابسته به مواد هم وضع به همین منوال است. یعنی افرادی که ماده خاصی وابسته هستند یک سری رفتارهای ناهنجار و آزار دهنده از آنها بروز می کند که در وجود ما با توجه به تجربه ها و آموخته های قبلی خودمان احساس هایی را ایجاد می کند و ما نسبت به آنها واکنش نشان می دهیم.

برای روشن شدن این موضوع مثالی می زنم تا تاثیر طرز تفکر و نگرش را روی طرز برخورد ما نشان دهد: یکی از دوستان پزشک افراد معتاد را افرادی بی کار، انگل ، خوشگذران تصور می کند که چیزی برای آنها اهمیت ندارد و هیچ تعهدی به هیچ یک از افراد خانواده ندارد و در نتیجه واکنش او این بود که هر فردی را که احساس می کرد معتاد است از مطب خودش طرد می کرد در حالی که اگر او افراد وابسته به مواد را به عنوان یک بیمار نگاه می کرد وظیفه خود می دانست که تا آنجا که از دستش بر می آید به آنها کمک کند و این مسئله باعث می شد به مشکلات مراجع گوش دهد و در برابر اوا موضع نگیرد یا در مقابلش رفتار پرخاشگرانه  نداشته باشد و به او به عنوان یک مجرم نگاه نکند و صد البته خوشبینی ساده لوحانه در مورد رفتارهای ناهنجار بیمار نداشته باشد.

با این مقدمه می توان به این نتیجه رسید که اگر ما بخواهیم رفتار درستی در مورد افراد وابسته به مواد داشته باشیم باید یک سری پیش فرض و پیش داوری های خود را نسبت به پدیده وابستگی به مواد یا  اعتیاد تغییر دهیم .

ما با توجه به تاثیری که این پدیده یعنی اعتیاد روی جنبه های مختلف زندگی خانوادگی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ما    می گذارد عادت نکرده ایم به این پدیده به عنوان بیماری نگاه کنیم و سعی می کنیم آن را به صورت یک مسئله حاد نگاه کنیم و برای آن به دنبال یک راه حل آنی بگردیم .

حتی وقتی آنرا به عنوان بیماری قبول  کردیم وبیمار وابسته به مواد را پیش پزشک آوردیم عجله داریم که دکتر نسخه ای بنویسد و داروئی تجویز کند که وابستگی به ماده از سر بیمار ما بیافتد و دیگر سراغ مواد نرود و حال آنکه بیماری وابستگی به مواد بیماری حادی نیست که یک دفعه ایجاد شده باشد که بخواهد یک دفعه بر طرف شود.

این بیماری به تدریج در اثر مسائل مختلفی ایجاد می شود که هر یک از آنها باید به نوبه خود و در طول زمان بررسی و با کمک تیم درمانی و خانواده و جامعه حل شود.

در درمان وابستگی به مواد انتظار  بهبود سریع یک آرزو است و به نظر می رسد تا مدت های دراز هم آرزو بماند. پس اگر کسی از من بپرسد آیا وابستگی به مواد درمان دارد من به او میگویم اگر می خواهی مثل سرماخوردگی  یا حصبه آن را درمان کنیم ، هنوز این درمان پیدا نشده است ولی اگر تعریف درمان را عوض کنی و عجله نداشته باشی درمان آن امکان پذیر است و خیلی ها توانسته اند درمان را تا بهبودی کامل به پایان برسانند به همین خاطر است که در مورد افراد وابسته به مواد ما اصطلاح بازتوانی و بازپروری را به کار می بریم تا اصطلاح درمان را.


دكتر وهداد ورزقاني

۶/۱۰/۸۶ 



تعداد نظرات 7   نظرتان را در این مورد بنویسید

موضوع: نقش خانواده در ادامه بيماری وابستگی به مواد
ارسال شده توسط : drvarzeghani
تاریخ ارسال : یکشنبه 20/8/1386ساعت 23:39:47

نقش خانواده در ادامه بيماری اعتياد و  وابستگی به مواد چيست؟

گرچه به نظر میرسد همه انسان ها مسئول اعمال و سلامت خود هستند ولي در مورد وابستگی به مواد و اعتياد مسئله اندكی پيچيده تر است بدين معنی كه فرد معتاد صرفا يك مصرف كننده نيست كه هر وقت خواست ماده ای را مصرف كند و هر وقت نخواست آن را كنار بگذارد.

در واقع مجموعه اي از عوامل جسمی،ذهنی،روانی،خانوادگی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی و ... فرد را به اين سمت سوق می دهند كه معمولا همه آنها در نگاه اول  مورد توجه قرار نمی گيرند و روند درمان را تحت تاثير قرار می دهند و البته خود اعتياد و فرد وابسته به مواد نيز بر عوامل بالا تاثير میگذارند و خانواده و جامعه را به واكنش های خاص وادار می كند لذا اخيراً بر رفتار خانواده ونقش آنها بر ادامه اعتياد فرد تاكيد شده است و البته سوالی كه اغلب پدر و مادرها وهمسران مي پرسند اين است كه در مقابل فرد وابسته به  مواد چه رفتاری نشان بدهيم كه فرد مجدداً مصرف مواد را شروع نكند پاسخ به اين سوال اندكي مشكل است و راهنمایی ها بستگی به شرایط فرد و خانواده اش دارد و شايد پاسخ به اينكه چه كار هایی را نباید انجام داد راحت تر باشد.

در همين مورد تعاريف  جديدی مطرح شده است كه يكی از آنها " هم وابستگی "‌  (codependence يا  codependency) میباشد و متخصصین از آن به عنوان " خانواده معتاد ساز " نيز ياد می كنند.

 اين اصطلاح برای نشان دادن الگوهای رفتاری اعضای خانواده است که شدیداً تحت تاثیر عضو دیگری قرار می گیرند که ماده ای را مصرف می کند که یک نمونه آن می تواند این گونه باشد که پدر خانواده وبرادران فرد بیمار وقتی از مصرف مواد توسط برادرشان آگاهی می یابند سر او می ریزند واو را می زنند واز خانه بیرون می کنند و طردش می کنند یا خواسته های او را برآورده نمی کنند واو احساس تبعیض می کند و در نتیجه بیشتر به مواد پناه می برد.

اختیاردادن  ( Enabling ) اولین و مورد توافق ترین مشخصه "هم وابستگی"  (codependence) است که در آن اعضای خانواده فکر می کنند کمترین کنترل را روی توانمندسازی افراد برای مصرف مواد دارند و آن هم به خاطر فشار اجتماعی روی افراد حمایت گر خانواده  مثل همسر و مادر است که از اعضای ديگر خانواده حمایت می کنند یا ممکن است وابستگی های بین فردی بیمار گونه بین افراد خانواده وجود داشته باشد که یک نفر از فرد معتاد حمایت می کند .که هر دوی این رفتارها واحساس ها باعث می شود که در مقابل تغییر رفتار اعتيادی مقاومت ایجاد شود.

برای نمونه  مادر یکی از معتادان را می توان مثال زد که رخت می شست تا خرج اعتیاد پسرخود را بدهد مبادا اينكه او به دزدی يا عمل خلاف دیگر كشيده شود یا خانواده ای که زن کار می کرد که مبادا شوهرش خمار شود و داد و فریاد راه بیاندازد و در آپارتمان آبروریزی شود و پدر و مادر زن بفهمند که شوهر وابستگی به مواد دارد.

خصوصیت دیگر "هم وابستگی "   (codependence) این است که افراد خانواده تمایل ندارند که اعتیاد را به عنوان یک بیماری بپذیرند و اعضای خانواده آنچنان رفتار می کنند که رفتار مصرف مواد یک عمل اختیاری و خواسته  است و مصرف کننده به الکل یا مواد ديگر بیش از اعضای خانواده اهمیت می دهد واين برداشت  باعث می شود که آنها احساس عصبانیت ،شکست یا طرد شدن کنند.

 علاوه بر این احساسها ، افراد خانواده احساس گناه یا افسردگی می کنند  چون فرد وابسته به مواد وقتی از طرف خانواده این انتظار می بیند که باید خود را کنترل کند سعی می کند عدم کنترل خودش را در مصرف مواد انکار کند و توجهات را از مصرف خودش به سمت دیگران معطوف كند و مسئولیت این مصرف را به گردن سایر اعضاء خانواده بیاندازد  و مخصوصاً به گردن کسانی می اندازند که تمایل به پذیرش این مسئولیت دارند.

خصوصیت دیگر "هم وابستگی" ، "انکار"  است:
اعضای خانواده همانند مصرف کننده ها به گونه ای رفتار می کنند که مواد مشکلات آشکاری برای آنها ایجاد کرده است و نه اینكه مصرف ماده واقعاً خود یک مشکل است واين یک نوع وارد شدن در حالت انکار است.

وبه خاطر همین انکار، فرد وابسته به مواد و افراد فامیل  "هم وابسته" تمایل به پذیرش مداخله خارجی درمانی را ندارد و آن را به عنوان نیاز نمی بیند و با وجود شکست های مکرر ، نیروی بیشتری را به کار می گیرند تا آرامش را حفظ کند و وقتی این تلاش اضافی با شکست مواجه می شود، آنها شکستها را بیشتر به خودشان نسبت می دهند تا به روند بیماری فرد وابسته به مواد و به خاطر همين عصبانی می شوند واعتماد به نفسشان کاهش می یابد و افسرده می شوند.

 درمانگر در جريان درمان سعی می كند اين ساز و كارهای مخرب را در خانواده شناخته، به تدریج آنها را اصلاح نمايد.


دكتر وهداد ورزقانی

روانپزشك

20/8/86



کلینیک های همکار آینده در سراسر جهان
نام و مشخصات کامل کلینیک های ترک اعتیاد در ایران و سراسر جهان
فهرست مطالب
آشنایی با انواع مواد مخدر
اعتیاد به مواد مخدر و درمان آن در یک نگاه
کراک چیست و درمان آن چگونه است؟
شیشه چیست و درمان آن چگونه است؟
جنون شیشه ( Amphetamine psychosis )
ترامادول و اعتیاد به مواد مخدر
مشاوره های دکتر سعید کفراشی
مشاوره های دکتر وهداد ورزقانی
مشاوره های خانم فرحناز حجت زاده تا مرداد ماه 1388
مشاوره های دکتر پوریا جورقانیان
نقش نالترکسون در درمان اعتیاد به مواد مخدر
درمان اعتیاد به مواد مخدر با متادون
سم زدایی و انواع آن
درمان نگهدارنده با متادون ( قسمت اول )
درمان نگهدارنده با متادون ( قسمت دوم )
درمان نگهدارنده با متادون ( قسمت سوم )
سوالات شایع در مورد درمان نگهدارنده با متادون MMT
نقش خانواده در ادامه بيماری وابستگی به مواد
نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد ( قسمت اول )
نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد (قسمت دوم)
نحوه برخورد افراد خانواده با افراد معتاد ( قسمت سوم )
آموزش خانواده بیماران معتاد - قسمت اول
آموزش خانواده بیماران معتاد - قسمت دوم
نحوه برخورد با آزمایش ادرار در درمان بیماران معتاد
مقدمه آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه اول
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه دوم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه سوم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه چهارم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه پنجم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه ششم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه هفتم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه هشتم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه نهم
آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس - جلسه جمع بندی
جستجوی آرشیو
ماه:

سال:



نظرسنجی

به نظر شما پیشگیری یا درمان اعتیاد در کدام یک از الگوهای تربیتی زیر با موفقیت بیشتری همراه است؟

فرزند سالاری
پدر سالاری
مادر سالاری
خانواده مداری


نتیجه نظرسنجی






 


تمامی حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به کلینیک تخصصی ترک اعتیاد آینده می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر نام کلینیک تخصصی ترک اعتیاد آینده آزاد است
Powered by YarOnline.com