روش ماتریکس-جلسه ششم

آموزش قدم به قدم درمان شیشه به روش  ماتریکس – جلسه ششم ماتریکس

دکتر سعید کفراشی

نویسنده: دکتر سعید کفراشی


جلسه ششم ماتریکس :

موضوع جلسه: نقشه راه بهبودی

در این جلسه مشاور می خواهد به بیمار کمک کند تا با مراحلی که برای بهبودی لازم است از آن عبور کند، آشنا شود.

یادآوری: در فرم تعهدنامه الحاقی ماتریکس و همچنین در جلسه اول در مورد مراحلی که بیمار در حین بهبودی از آنها می گذرد صحبت کرده ایم. ولی در این جلسه قرار است بیمار طوری با این مراحل آشنا شود که بتواند تحلیل کند در چه مرحله ای از درمان است. و در هر مرحله چه مسایلی را تجربه خواهدکرد.

فرم های مورد استفاده در این جلسه عبارتنداز: ERS5

افرادی که این جلسه را پیش می برند: مشاور که می تواند پزشک یا روانشناس دوره دیده باشد.

بعد از مقدمه و معرفی ….

بیایید یک داستان کوتاه را با هم بنویسیم:

هواپیمایی در بیابان های مرکزی سقوط می کند. عده ای از مسافران جان سالم به در می برند و سعی در یافتن بازماندگان احتمالی دیگر می کنند. بعد از چند ساعت که مشخص می شود جز همین عده، فرد دیگری زنده نمانده است به امید رسیدن گروه نجات سعی می کنند با هر وسیله ممکن با مراکز امداد تماس بگیرند و سانحه را گزارش کنند.
تصویر بیابان جهت آموزش جلسه ششم ماتریکس کلینیک آیندهموضوع تاسف بار اینست که آنها نمی دانند در موقعیتی سقوط کرده اند که نقطه کور ارتباطات بی سیم است و امکان برقراری هر گونه تماس راه دور ممکن نیست!

البته بعد از چند ساعت سردرگمی و خستگی و علاوه برآن تحمل گرمای شدید بیابان متوجه موضوع می شوند! آب و غذایی در دسترس نیست و گرمای بیابان کلافه کننده است و تشنگی بیداد می کند. صبر کردن برای رسیدن گروه نجات کم کم تبدیل به صبر کردن برای مرگ تدریجی می شود.

راهی نمانده جز اینکه حرکت کنند به امید اینکه به چشمه ای یا محلی مسکونی برسند که بتوانند خود را از مرگ حتمی نجات دهند. تا چشم کار می کند بیابان است و بیابان و هیچ کجا سرسبزی و شواهدی که نشان دهنده وجود زندگی یا آب باشد به چشم نمی خورد. تصمیم می گیرند به سمت شمال حرکت کنند و راه می افتند. ساعت ها راه می روند و امیدوارند نشانه ای از زندگی پیدا کنند ولی……

….. اگر فکر می کنید آخر این داستان مانند فیلم های هندی همه چیز روبراه می شود باید بگویم که اینطور نیست و داستان اینگونه تمام می شود که :

چند روز بعد گروه نجات اجساد این مسافران بخت برگشته را در چند کیلومتری یک دهکده پیدا می کنند که از تشنگی جان داده اند! و از این بدتر باز هم مشخص می شود اگر مسافران به سمت شرق حرکت می کردند ۱۰۰% زنده می ماندند چون نزدیکترین محل مسکونی در شرق محل سقوط قرار داشته و آنها می توانستند قبل از اینکه از تشنگی بمیرند خود را به آنجا برسانند!

امیدواریم چنین داستانی هیچگاه اتفاق نیافتد ولی به نظر شما اگر مسافران به گونه ای (مثلا دیدن یک نقشه) پی می بردند که در ۵ کیلومتری پیش رویشان یک دهکده وجود دارد آیا باز هم می مردند؟

اگر جواب شما منفی است و اعتقاد دارید که در چنین صورتی زنده می ماندند به نظر شما چه چیزی باعث زنده ماندنشان می شد؟ آیا این موضوع از تشنگیشان کم می کرد؟ یا اینکه آنها را امیدوار می کرد که دست از تلاششان برندارند و با شوق اینکه بعد از چند دقیقه دیگر سختی ها و مشکلات پایان می یابد زنده می ماندند!؟

داستان کوتاه بالا را از این نظر مطرح کردیم تا به اهمیت نقشه راه و نقش آن در کنار آمدن با سختی های زندگی  اشاره کنیم. در بهبودی از اعتیاد به شیشه و مواد محرک هم اوضاع به همین گونه است.

شخص در مسیر بهبودی از مراحلی می گذرد که ممکن است بسیار طاقت فرسا باشد و در صورتیکه نداند این مراحل کی تمام می شوند ناامید خواهد شد و صبر و تحمل خود را از دست خواهد داد و قبل از اینکه فرصت بهبودی را به خود بدهد به سمت مصرف مواد بر می گردد. یکی از دلایلی که بسیاری از خوددرمانی ها به شکست می انجامد نیز همین موضوع است. و آن نداشتن نقشه راه بهبودی است.

برای اینکه با نقشه راه بهبودی بیشتر آشنا شویم وضیعیت یک بیمار معتاد به شیشه را از آخرین مصرفش تا بهبودی کامل بررسی می کنیم:

بعد از مصرف شیشه فرد دچار بی خوابی و بی اشتهایی می شود. بی خوابی ممکن است دو تا سه روز طول بکشد. بعد از دوره بی خوابی و بی اشتهایی فرد روزهای سوم یا چهارم دچار ولع خواب می شود. بطوریکه دوست دارد بخوابد ولی خوابش نمی برد.(در حالی که در دو تا سه روز بی خوابی اولیه ممکن است تمایلی به خوابیدن نداشته باشد)[auth level=”2″ text=”برای ادامه مطلب و دانلود پیوست ها کلیک کنید”]

اگر شخصی علاوه بر مواد محرک سابقه اعتیاد به سایر مواد و داروها را داشته باشید در چنین مرحله ای ( ولع خواب ) ممکن است  برای خوابیدن به داروهای آرامبخش، الکل یا مواد مخدر پناه ببرد. به هر حال اگر شخص مواد محرک مصرف نکند بعد از چند روز بی خوابی، خوابش می برد و با شروع مرحله خواب اشتهای بیمار نیز بر می گردد. این خواب ممکن است بقدری سنگین باشد که دو تا سه روز هم طول بکشد.

بعد از بیدار شدن از خواب با اینکه خلقش طبیعی شده و عادی به نظر می رسد کم کم دچار وسوسه ، بی رمقی، پرخوابی، کلافگی و بسیاری از علایم روانی دیگر می شود. چنین علایمی می توانند به قدری شدید باشند که کارکرد بیمار را مختل کنند. ( مثلا مانع از این شوند که بیمار بتواند در محل کارش حاضر شود ) به همین دلیل بسیاری از بیماران ممکن است تصور کنند اگر مصرف شیشه را قطع کنند برای همیشه چنین وضعی خواهند داشت و خود این موضوع باعث عودشان شود.

این علایم هرچقدر هم شدید باشد بطور متوسط در هفت تا چهارده روز فروکش می کنند. که این زمان می تواند بسته به روش مصرف و مدت زمان آن کم یا زیاد شود. پس دو هفته اول بعد از قطع مصرف شیشه و مواد محرک را به عنوان مرحله ترک در نظر می گیریم. ( مرحله ای که علایم ترک در آن بروز پیدا می کنند )

بعد از گذر از مرحله ترک، وسوسه و علایم ناخوشایند بیمار بصورت کاملا محسوس فروکش می کند و به این گونه شخص وارد مرحله پاکی کوتاه مدت یا به اصطلاح ماه عسل می شود. در این مرحله اگرچه وسوسه ها کاهش پیدا کرده اند و حتی ممکن است وجود نداشته باشند و بیمار کاملا احساس بهبودی می کند ولی ممکن است بیمار گاها دچار علایمی مانند بی قراری، تحریک پذیری و کلافگی و … شود.

اگر شما به تازگی درمان چنین بیمارانی را شروع کرده اید به زودی متوجه خواهید شد که مرحله ماه عسل که بصورت متوسط چهار هفته طول می کشد در برخی بیماران بسیار کوتاه تر از این و در برخی دیگر ممکن است حتی به مدت بیش از یک ماه نیز ادامه داشته باشد. در مرحله ماه عسل بیمار انگیزه و انرژی بسیار خوبی دارد و اگر او را با مراحل درمان آشنا نکرده باشیم ممکن است این دوره را به عنوان درمان کامل در نظر بگیرد و از درمان خارج شود.

پس لازم است بعد از جلسه اول در حین مشاوره در مورد مراحل درمان و نقشه راه بهبودی با بیمار صحبت کنیم. وقتی بیمار در جلسات پیشگیری از عود، بیماران بهبود یافته دیگر را ملاقات می کند و داستان مراحل درمانشان را می شنود( در آینده در جلسات پیشگیری از عود به درباره این موضوع صحبت خواهیم کرد ) مشتاقانه منتظر ورود به مرحله بعد می ماند. اگرچه با انگیزه ترین بیماران هم نمی توانند تصور کنند که در مرحله بعد با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم خواهند کرد!

بالاخره زمانی فرا می رسد که مشاور کم کم متوجه می شود بیمار در حال خروج از مرحله ماه عسل و ورود به مرحله پاکی بلند مدت یا مرحله دیوار است. این مرحله به طور متوسط سه و نیم ماه طول می کشد. اگر بیمار مراحل درمان را به خوبی یاد گرفته باشد ممکن است قبل از مشاورش متوجه ورودش به مرحله دیوار شود و در این مورد با مشاورش صحبت کند.

این مرحله را مرحله بهبودی مغز بیمار در نظر می گیریم به این صورت که مغز بیمار در حال تغییر شیمیایی به سمت بهبودی است و به همین دلیل ممکن است بیمار علایم ناخوشایند زیادی را تجربه کند. این علایم شامل طیف وسیعی از علایم عمدتا روانی و گاهی جسمی هستند که از هر فردی به فرد دیگر ممکن است کاملا متفاوت باشد.

این علایم ممکن است از یک بدخوابی یا تحریک پذیری ساده تا وسوسه های شدید، کاهش تمرکز،  افسردگی، بی رمقی، تیک، احساس پوچی و بسیاری علایم احساسی و عاطفی دیگر تغییر کنند. بیمار ممکن است در عرض چند ساعت احساس های مختلفی را تجربه کند و رفتارهایی انجام دهد که با احساساتش مطابقت نداشته باشند. مثلا غمگین است و می خندد یا اینکه خوشحال است و گریه می کند. گاهی به شدت دلتنگ می شود.

و گاهی انگیزه بالا دارد و گاهی کاملا نا امید است. گاهی خاطرات گذشته بیمار به قدری شفاف می شوند که باعث تعجب بیمار می شوند. واقعیت اینست که درک مرحله دیوار برای ما به عنوان مشاور بسیار سخت است و ما ممکن است نتوانیم تصور کنیم که بیمار چه شرایط سختی را می گذراند. جالب است بدانید مرحله دیوار از هر بیمار نسبت به بیمار دیگر ممکن است به قدری متفاوت باشد که حتی بیماران دیگر نیز نتوانند به خوبی وی را درک کنند.

پس لازم است دقت کنیم که هیچگاه به صورت مستقیم به بیمار نگوییم که درکش می کنیم. بجای آن می توانیم روی سختی کار بیمار و دردهایش دست بگذاریم و هر جا که بیمار به سختی مشکلاتش اشاره می کند ما نیز با تکرار قسمتی از گفته هایش موضوع سخت و پرزحمت بودن کار بیمار را پررنگ تر کنیم. ممکن است وسوسه شویم که بیمار را از عواقب مصرف مواد بترسانیم یا اینکه نصیحتش کنیم یا اینکه انگیزه اش را به صورت موقت  به شدت بالا ببریم یا اینکه او را فردی متفاوت از دیگران معرفی کنیم!

ولی باید به یاد داشته باشیم مرحله دیوار یک مرحله طولانی مدت است و انجام چنین کارهایی تنها باعث هدر رفتن انرژی مشاور و ناامیدی بیشتر بیمار می شود و بیمار احسای می کند که اورا درک نکرده ایم. گوش دادن فعال به بیمار بیشترین کاری است که مشاور می تواند در این مرحله برای بیمارش انجام دهد.

با توجه به وسوسه های شدید در این مرحله،  ممکن است بیمار در مورد مصرف مواد با مشاورش صحبت کند. مشاوری که از پیشرفت بیمارش در درمان راضی است و خود را مشاوری موفق ارزیابی می کند ممکن است وحشت زده شود وقتی می شنود بیمارش به مصرف قریب الوقوع مواد فکر می کند!

اگر شما چنین مشاوری هستید شما مشاور بدی نیستید! تمامی مشاوران چنین احساسی دارند و دوست ندارند بیمارشان بار دیگر مواد مصرف کند ولی در چنین مواردی هر کاری جز رعایت اصول مصاحبه انگیزشی انجام دهیم کمک زیادی به بیمار نمی کند.

پس موضوع را اینگونه در نظر می گیریم:

بیمار بین مصرف کردن یا نکردن مردد است. مصاحبه را با پر رنگ کردن حرف های بیمار طوری پیش می بریم که تردید (Discrepancy) بیمار نسبت به مصرف کردن زیادتر شود :

بیمار: می دونم که فقط یکبار مصرف می کنم ولی می ترسم خانوادم بفهمن و اعتمادشون به من از بین بره!

مشاور: پس اینکه خانوادت بهت اعتماد کنن برات مهمه!

….

پس بالا بردن Discrepancy  بیمار در مورد یک موضوع مخالف درمان یکی دیگر از تکنیک های مصاحبه انگیزشی است.

در بسیاری موارد که بیمار در حال گذراندن مرحله دیوار است و به این موضوع پی می برد که درمان برایش کارآمد بوده، از مشاورش در حد پرستش تعریف می کند! و این موضوع ممکن است باعث شود که مشاور در مدیریت احساساتش دچار مشکل شود و از اصول مشاوره انگیزشی فاصله بگیرد:

بیمار: خیلی وقتا فکر می کنم خیلی خدا دوسم داشته که اومدم سمت درمان و شما مشاورم شدین! شما برای من مثل یک بت می مونید. اگه شما نبودین هیچوقت موفق نمی شدم!

مشاور : شما لطف دارین! اینجوریا نیست که شما می گین! شاید به خاطر اینه که من بیمارای زیادی دیدم!

در مشاوره بالا مشاور ناخواسته در حال تعریف کردن از خود است و به بیمار فهمانده است که چنین حرف هایی برایش خوشایندتر از روند بهبودی بیمار است! مطمئنا از این به بعد بیمار نخواهد توانست به راحتی در مورد مشکلاتش صحبت کند!

حالا این مشاوره را به گونه ای دیگر بررسی می کنیم:

بیمار: خیلی وقتا فکر می کنم خیلی خدا دوسم داشته که اومدم سمت درمان و شما مشاورم شدین! شما برای من مثل یک بت می مونید. اگه شما نبودین هیچوقت موفق نمی شدم!

مشاور: اینکه احساس می کنی موفق شدی نشون می ده داری زحمت زیادی برای بهبودیت می کشی! البته اعتماد به مشاور، می تونه در بهبودی مؤثر باشه!

در این مشاوره با ارجاع احساس موفقیت به خود بیمار به بالا رفتن Self efficacy بیمار کمک کرده ایم و با تعبیر صحبت های بیمار به اعتماد به مشاور، بیمار را دور زده ایم و او را به جریان عادی مشاوره برگردانده ایم. پس دور زدن یکی دیگر از تکنیک های مشاوره انگیزشی است که لازم است در قسمت هایی از مشاوره برای جلوگیری از مقاومت بیمار و خروج از خط مشاوره از آن استفاده کنیم.

وقتی از دیدگاه یک مشاور به علایم دوره دیوار نگاه می کنیم، بروز این علایم بسیار امیدوار کننده است و در حقیقت به معنای آنست که بیمار مواد مصرف نکرده است و به همین دلیل وارد این مرحله از درمان شده است. می توانیم در مورد این دیدگاه با بیمار صحبت کنیم و بصورت مستقیم و غیر مستقیم برای بیمار تکرار کنیم که در این دوره مغزش در حال بهبودی است و به همین خاطر به هم می ریزد و علایم گوناگونی را تجربه می کند.

شاید اگر بخواهیم دنبال راهکاری بگردیم که بیمار با استفاده از آن بتواند راحت تر از دوره دیوار عبور کند راهکاری بهتر از ورزش پیدا نکنیم. البته اگر علایم روانی مخصوصا علایم افسردگی بیمار به قدری زیاد باشد که کارکرد بیمار را مختل نماید در چینین شرایطی لازم است بیمار را به روانپزشک ارجاع دهیم.  علاوه بر این لازم است به این نکته توجه کنیم که افسردگی مرحله دیوار همان بیماری افسردگی اساسی  نیست ولی در برخی مواقع لازم است با مداخلات روانپزشکی از شدت این افسردگی کاسته شود.

بسیاری از بیماران معتاد به شیشه و مواد محرک، در گذشته بارها مصرف مواد را قطع کرده اند و عنوان می کنند بعد از یکی دو ماه به خواست خودشان به سمت مصرف مواد عود کرده اند! این افراد تصور می کنند چون توانسته اند چند ماه شیشه مصرف نکنند به معنای آنست که بدنشان با دیگران متفاوت است و به شیشه اعتیاد ندارند!

در صورتیکه بیمار ما نیز چنین تجربه ای دارد در این جلسه متوجه خواهد شد که  عودش بدون دلیل نبوده است. بلکه درست زمانی عود کرده است که علایم قطع مصرف شیشه شروع به بروز کرده اند. یعنی اینکه با ورود به مرحله دیوار عود کرده است.

بر اساس تجربه تیم درمانی ما به نظر می رسد اوج علایم مرحله دیوار در روزهای حوالی ۹۰ تا ۱۱۰ روز است و بعد از این مدت در صورتیکه بیمار مواد مصرف نکرده باشد علایم کم کم فروکش می کنند. تمرکز بهتر می شود، وسوسه ها کم می شوند و به این صورت بیمار به مرحله سازگاری مجدد که بعد از مرحله دیوار است وارد می شود.

با اتمام مرحله دیوار که از نظر زمانی بیمار ماه پنجم بهبودی خود را می گذراند، مغز بهبودی اساسی پیدا کرده است و در مرحله سازگاری مجدد لازم است بیمار طوری زندگی کند که همچنان از تمامی شرایطی که منجر به تغییر سبک زندگی وی به سمت اعتیاد می شود دور بماند. در این مرحله ممکن است هوس ها گاها وجودداشته باشند ولی قدرتشان کم است و به همین دلیل ممکن است بیمار آگاهی کمی نسبت به عود داشته باشد و ناخواسته خود را در موقعیت های پرخطر قرار داده و خطر عودش را زیاد کند.

در این دوره بیمار نیاز به پیگیری دارد و همچنان که گفته خواهد شد می تواند به عنوان دستیار مشاور در جلسات گروهی ایفای نقش کند. در صورتیکه بیمار به مدت دو سال مواد مصرف نکند خبر خوشی برای بیمار داریم و آن بهبودی آسیب های مغزش خواهد بود.

برای دانلود فرم ERS5 اینجا را کلیک کنید.[/auth]

ترک اعتیاد در منزل در سایت www.aayandeh.net

درباره‌ی دکتر سعید کفراشی

پزشک درمانگر اعتیاد و مسئول فنی مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده

همچنین ببینید

ماتریکس جلسه یازدهم پیشگیری از عود

ماتریکس جلسه یازدهم پیشگیری از عود

ماتریکس ماتریکس جلسه یازدهم پیشگیری از عود نویسنده: دکتر سعید کفراشی ماتریکس جلسه ۱۱ پیشگیری از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × دو =