خانه / آموزش درمانگران / آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس – جلسه سوم

آموزش قدم به قدم درمان اعتیاد به شیشه به روش ماتریکس – جلسه سوم

آموزش قدم به قدم درمان شیشه به روش  ماتریکس – جلسه سوم

دکتر سعید کفراشی

نويسنده: دكتر سعيد كفراشي


جلسه سوم ماتریکس :

موضوع جلسه:جلسه دوم مهارت هاي اوليه بهبود شامل: تکنیکهای توقف فکر،مقابله با وسوسه

در این جلسه مشاور می خواهد بیمار را با تکنیک های توقف فکر آشنا کند :

برای شروع این جلسه لازم است بار دیگر حلقه برانگیزان => فکر مصرف => وسوسه => مصرف مواد  را یاد آوری کنیم. همچنانکه در جلسه قبل گفته شد. برای شکستن این حلقه  بیمار طوری رفتارش را تغییر می دهد که  به برانگیزان ها برخورد نکند. ولی مواردی پیش می آید که بیمار با برانگیزان برخورد داشته و فکر مصرف در ذهنش شروع شده است. کمک به بیمار برای آموختن برخورد مناسب با این شرایط موضوع این جلسه خواهد بود.

فرم های مورد استفاده در این جلسه عبارتنداز: ERS1C

افرادی که این جلسه را پیش می برند: مشاور که می تواند پزشک یا روانشناس دوره دیده باشد.

معرفی و مقدمه

می توانیم مقدمه را با این پرسش از بیمار آغاز کنیم که:

آیا از جلسه قبلی تا کنون به موردی درباره برانگیزان ها برخورد کرده است که برایش تازگی داشته باشد؟

پاسخ به چنین پرسشی از طرف بیمار علاوه بر اینکه یک مقدمه ساده و بی دردسر را برای جلسه ما فراهم می کند می تواند نشاندهنده self efficacy  ( خودکارآیی ) بیمار نیز باشد.اگر در روند بهبود self efficacy (خود کارآیی) بیمار افزایش پیدا کند به معنای آنست که جلسات درمانی به خوبی پیش رفته است.

وقتی بیمار جزئیات بیشتری از موضوعات جلسه قبل (در اینجا، برانگیزان ها ) را در مورد خودش کشف کرده است. به معنای آنست که خود کارآیی بیماردر طول جلسه قبل افزایش پیدا کرده است و این پیام خوبی برای مشاور است که به پیشرفت درمان امیدوار باشد.

گاهی این جزئیات ممکن است خیلی خیلی کوچک و در ظاهر بی اهمیت باشند ولی درنگاهی دقیق، بسیاری از این جزئیات کوچک و کم اهمیت به قدری خلاقانه کشف شده اند که اگر مشاور به آنها دقت نکند، فرصت های طلایی را برای بالا بردن تجربه خود و  خود کارآیی بیمارش از دست خواهد داد.

چنین مشاوری بزودی خسته خواهد شد و بیمارش را خسته خواهد کرد و انگیزه ای برای کار کردن و کمک به بیمارش نخواهد داشت. در عوض مشاوری که به پیشرفت های ساده و بسیار کوچک بیمار توجه می کند، شور و اشتیاق باور نکردنی در جهت ادامه جلسات خواهد داشت و در کنار کمک به بیمار، تجربه ای گرانقدر نیز پیدا خواهد کرد. همه این موارد را گفتم تا به این نکته اشاره کنم که: مشاور ماتریکس مشاور پیشرفت های کم  و نامحسوس است.

و اما بر می گردیم به جلسه…

قبل از شروع گفتگو در مورد تکنیک های توقف فکر، با اشاره به جلسه قبل بار دیگر به حلقه برانگيزان => فکر مصرف => وسوسه => مصرف اشاره می کنیم ولی اینبار قرار است از زاویه ای دیگر به شکستن این حلقه کمک کنیم.

پس از بیمار می خواهیم نمودار زیر را تفسیر کند:

مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده نمودار برانگیزان ها

راستی، تفسیر شما به عنوان یک مشاور از نمودار بالا چیست؟ توصیه می کنم قبل از اینکه ادامه مطلب را بخوانید و تفسیر نویسنده را از نمودار بالا بدانید، خودتان اینکار را انجام دهید و تفسیر خود را با تفسیر نویسنده مقایسه نمایید.

می توانیم نمودار را بصورت زیر تفسیر کنیم:

وقتی با برانگیزان مواجه می شویم و فکر مصرف در ذهنمان شروع می شود دو انتخاب در پیش رو داریم:

  1. می توانیم انتخاب کنیم که از تکنیک های توقف فکر استفاده کنیم و فکر مصرف را در ذهنمان متوقف نماییم.
  2. می توانیم انتخاب کنیم که فکر مصرف در ذهنمان ادامه پیدا کند و تبدیل به وسوسه  و به دنبال آن مصرف مواد شود.

استفاده از کلماتی مانند انتخاب، این دیدگاه را در شنونده القاء می کند که مصرف کردن و مصرف نکردن مواد به انتخاب خود فرد است و بصورت اتوماتیک و به اجبار اتفاق نمی افتد.

استفاده از کلماتی مانند “می توانم” در کنار انتخاب،  می تواند این دیدگاه را القاء کندکه اگر فرد همیشه انتخاب دوم را انجام داده است از این به بعد خواهد توانست انتخاب دیگری داشته باشد. چنین دیدگاهی به بالا رفتن خودکارآیی بیمار کمک می کند.

لازم است یادآوری کنیم که فکر مصرف تنها به این معنا نیست که بیمار به صحنه مصرف مواد فکر کند. وقتی که ذهن بیمار  با هر قسمت از سبک زندگی گذشته ( سبک زندگی با مصرف مواد ) ارتباط پیدا می کند این هم می تواند به معنای فکر مصرف مواد باشد.

به عنوان مثال یکی از بیمارانم عنوان می کرد که فلان دوستم که اسمش امیر است برایم برانگیزان نیست. چون مرا به یاد مصرف مواد نمی اندازد بلکه با شنیدن اسمش دچار عذاب وجدان می شوم چون اولین کسی که شیشه را به او تعارف کرد من بودم!

ممکن است در نگاه اول شما هم تصور کنید که نام امیر برای این بیمار برانگیزان نیست ولی در نظر بگیرید که وقتی اسم امیر برده می شود مغز بیمار با مسایل مرتبط با مصرف شیشه، امیر را بخاطر می آورد. و به اینگونه ذهنش با مصرف مواد مرتبط می شود. پس این نیز فکر مصرف تلقی می شود.

این مثال ساده نشان می دهد که گاهی پیدا کردن و مشخص نمودن افکار مصرف می تواند برای بیمار و همچنین مشاور سخت باشد! پس تعجب نکیند وقتی می شنوید پیدا کردن فکر مصرف هم نیاز به تمرین و مهارت دارد.

وقتی بیمار به وجود افکار مصرف در ذهنش پی برد وقت اینست که با استفاده از تکنیک های توقف فکر، افکار مصرف را در ذهنش متوقف کند.

آیا واقعا می توان هر فکری را در ذهن متوقف کرد؟

بله می توان هر فکری را متوقف کرد، اگر باورتان نمی شود به کلمات زیر دقت کنید:

زرافه

دریا

گل آفتاب گردان

با دیدن یا شنیدن هر یک از اسامی بالا، تصویری از چیزی که نام برده ایم در کسری از ثانیه در ذهن شما تشکیل شد. شما در همان لحظه ای که مثلا تصویر یک زرافه در ذهنتان تشکیل شده بود به چیز دیگری غیر از زرافه فکر نمی کردید. پس فکرتان متوقف شد ولی مدت زمان توقف فکرتان خیلی خیلی کم بود؛ در حد مثلا یک دهم ثانیه ولی به هر حال فکرتان متوقف شد!

وقتی به کلمه دریا رسیدید تصویری از دریا در ذهنتان نقش بست و تصویر زرافه ناپدید شد و خواندن نام گل آفتابگردان باعث شد تصویر دریا ناپدید شود و تصویر گل آفتابگردان در ذهنتان شکل بگیرد. با شنیدن هر سه کلمه به اندازه سه دهم ثانیه فکرتان متوقف شد.

وقتی بیمار توانسته باشد با تکنیک های ساده حتی به اندازه یک دهم ثانیه فکر مصرف را در ذهنش متوقف کرده باشد به معنای آنست که درک کرده است فکر قدرتمند مصرف را می توان متوقف کرد حتی اگر به اندازه یک دهم ثانیه باشد.

بسیاری از بیماران وقتی با تکنیک های توقف فکر آشنا می شوند عنوان می کنند که بعدا از این تکنیک ها استفاده کرده اند ولی زیاد مؤثو واقع نشده است! مثلا یکی از بیماران می گفت: با دیدن یکی از دوستان قدیمی ام در اتوبوس فکر مصرف به سراغم آمد. وقتی فکرم را متوقف می کردم، فکر مصرف مانند پارازیتی قوی دوباره بر می گشت!

اگر به صحبت های این بیمار دقت کنیم متوجه می شویم ایشان در متوقف کردن فکر مصرف موفق بوده است ولی مدت زمان توقف فکرش خیلی کم بوده و به همین علت بصورت مکرر دچار فکر مصرف شده است. به نظر شما اشکال کار در کجاست؟

اشکال کار در اینست که مشاور بیمار فقط تکنیک توقف فکر را به بیمار یاد داده است ولی نتوانسته است نحوه بکار گیری آنرا به بیمار یاد دهد!

نکته طلایی در تکنیک های توقف فکر اینست که: به محض اینکه بیمار فکرش را متوقف کرد باید به موضوعی دیگر فکر کند و به اینصورت مسیر فکرش را نیز عوض کند. به همین خاطر بیمار باید موضوعات قشنگ و دست به نقدی را که دوست دارد همواره به آنها فکر کند به همراه خود داشته باشد. تا در چنین مواردی با فکر کردن به یکی از این موضوع ها مسیر فکرش را تغییر دهد. به عنوان مثال بیماری که نامزدش را دوست دارد و ممکن است در حین رانندگی دچار فکر مصرف شود می تواند عکس نامزدش را طوری  در اتومبیلش نصب کند که بتواند در حین رانندگی  آنرا ببیند!

پس اگر بیمار به محض توقف فکر مصرف، فکر جدیدی را شروع نکند تکنیک توقف فکر را بصورت کامل بکار نگرفته است و به این خاطر در کنترل فکرش موفق نخواهد بود.

اکنون با توجه به این توضیحات می توانید تکنیک های توقف فکر را که در فرم ERS1c به آنها اشاره شده است با بیمار کار کنید.

در این فرم چهار تکنیک زیر برای توقف فکر مورد بررسی قرار گرفته است :

  1. تصویر سازی ذهنی (Imagination)
  2. ایجاد درد
  3. آرام سازی (Relaxation)
  4. تلفن زدن

در پایان بررسی هر تکنیک لازم است به بیمار یادآوری کنیم که این تکنیک ممکن است برایش کارآیی داشته باشد یا نداشته باشد. لازم است بیمار تکنیکی را انتخاب کند که برایش کارآیی داشته باشد و تصمیم گیری در این مورد با بیمار است.

در پایان جلسه ضمن صحبت در مورد تکلیف خواسته شده در جلسه قبل،  از بیمار می خواهیم در صورت نیاز از تکنیک های توقف فکر استفاده کند و تجربه خود را در جلسه بعد بیان کند.

پیغامی که در پایان این جلسه برای بیمار داریم اینست که:

وقتی به افکارتان اجازه می دهید به هوس تبدیل شوند، در حقیقت تصمیم گرفته اید که معتاد بمانید.

۱۱/۴/۱۳۸۹

دكتر سعيد كفراشي

درباره‌ی دکتر سعید کفراشی

پزشک درمانگر اعتیاد و مسئول فنی مرکز درمان سوء مصرف مواد آینده

همچنین ببینید

5 مرحله تغییر رفتار

۵ مرحله رهایی از اعتیاد با تغییر رفتار

۵ مرحله رهایی از اعتیاد ( تغییر رفتار ) با تغییر رفتار فرد معتاد، میتوان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + چهار =